طراحی سیستم های تشخیص احساسات چند وجهی مبتنی بر شبکه های عصبی برای کاربرد در متاورس و واقعیت مجازی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 170

فایل این مقاله در 15 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ECMECONF24_127

تاریخ نمایه سازی: 22 شهریور 1404

چکیده مقاله:

پیشرفت سریع فناوری های نوین همچون متاورس و واقعیت مجازی، تحولی بنیادین در شیوه های تعامل انسان و ماشین ایجاد کرده است. این محیط های دیجیتال تعاملی، برای ایجاد تجربه ای طبیعی تر و انسانی تر، نیازمند سیستم هایی هستند که بتوانند حالات عاطفی کاربران را به درستی تشخیص داده و بر اساس آن واکنش نشان دهند. تشخیص احساسات به صورت تک وجهی اغلب با محدودیت هایی مانند حساسیت به نویز، وابستگی به شرایط محیطی و کمبود دقت همراه است. از این رو، رویکردهای چندوجهی که هم زمان از داده های متنوعی همچون تصویر چهره، تغییرات صوتی، حرکات بدن و حتی سیگنال های فیزیولوژیکی استفاده می کنند، به عنوان یک مسیر نویدبخش برای بهبود عملکرد سیستم های هوشمند مطرح شده اند.در این مقاله، یک چارچوب طراحی برای سیستم های تشخیص احساسات چندوجهی مبتنی بر شبکه های عصبی عمیق ارائه می شود که با بهره گیری از الگوریتم های یادگیری عمیق و مکانیزم های توجه (Attention Mechanisms)، قادر به استخراج و همجوسازی بهینه ویژگی ها از منابع داده ای مختلف است. مدل پیشنهادی با استفاده از رویکرد همجوسازی چندلایه (Multilayer Fusion) می تواند همبستگی میان داده های چندوجهی را شناسایی کرده و در نتیجه، دقت تشخیص احساسات را در محیط های تعاملی افزایش دهد. افزون بر این، قابلیت پردازش بلادرنگ (Real-time Processing) در سیستم طراحی شده، امکان کاربرد آن را در محیط های پویا و پیچیده متاورس و واقعیت مجازی فراهم می سازد.نتایج آزمایش های اولیه نشان می دهد که سیستم پیشنهادی نسبت به روش های متداول تک وجهی، بهبود قابل توجهی در معیارهایی نظیر دقت، کارایی، مقاومت در برابر نویز و سرعت پردازش دارد. این دستاوردها بیانگر آن است که بهره گیری از شبکه های عصبی چندوجهی در تشخیص احساسات، نه تنها می تواند کیفیت تعامل انسان–ماشین را به سطحی بالاتر ارتقا دهد، بلکه امکان خلق تجربه ای فراگیرتر، هوشمندانه تر و همدلانه تر در متاورس و محیط های واقعیت مجازی را نیز فراهم می سازد. در نهایت، پژوهش حاضر می تواند مبنایی برای توسعه سامانه های هوشمند آینده محور در حوزه تعاملات دیجیتال و آموزش، سرگرمی و خدمات اجتماعی در بسترهای مجازی باشد.

نویسندگان

مهدیسا هدایتی دولابی

متوسطه دوم ( پایه دهم)- دبیرستان فرزانگان۹(منطقه۱۲)