نقاب های سودمند و زیانبار در داستان رزم رستم و اسفندیار

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

PJLCONFE01_5347

تاریخ نمایه سازی: 20 شهریور 1404

چکیده مقاله:

کهن الگوی نقاب در نظریه یونگ، صورتکی است که هر فرد در ارتباط با انتظارها و معیاهای اجتماعی ، فرهنگی ، سنتی و نیز برخی پاسخ گویی به احتیاج های کهن الگویی درون خود ، از آن بهره می گیرد. در واقع پرسونا نقشی است که اجتماع ،انجام آن را ازفرد انتظار دارد و به طور کلی هدف آن ، تاثیرگذاری بر دیگران و پوشاندن طبیعت و ماهیت واقعی درونی شخص است. پرسونا در برابر شخصیت خصوصی فرد قرار دارد و در واقع شخصیت یا شخصیت های اجتماعی است که فرد به طور ناخودآگاه به جهان عرضه می کند. این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی انجام شده است و در آن کهن الگوی پرسونا در گفتگوها و رفتارهای شخصیت های داستان رزم رستم و اسفندیار درشاهنامه فردوسی بررسی می شود. در این مقاله نشان داده شده است که رستم پرسونای زیانبار برچهره نمی زند واسفندیار گاهی از پرسونای سودمند وگاهی از پرسونای زیانبار استفاده می کند. بیشترین گفت وگو و برخوردی که با استفاده از الگوی پرسونا در داستان رزم رستم و اسفندیار آمده برای چهره بد نهاد این داستان یعنی گشتاسب است و همه پرسونای آن از نوع زیانبار است.

کلیدواژه ها:

نقاب ، کهن الگو ، شاهنامه ، داستان رزم رستم واسفندیار ، گفت وگو

نویسندگان

زینب سنچولی

کارشناسی ارشد زبان ادبیات فارسی، دبیر شاغل در آموزش و پرورش