آموزش فلسفه به کودکان و نوجوانان و مساله (نا) برابری آموزشی: چالشی پیش روی نظام آموزشی تسهیل گران و دانشگاهیان

سال انتشار: 1403
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 66

متن کامل این مقاله منتشر نشده است و فقط به صورت چکیده یا چکیده مبسوط در پایگاه موجود می باشد.
توضیح: معمولا کلیه مقالاتی که کمتر از ۵ صفحه باشند در پایگاه سیویلیکا اصل مقاله (فول تکست) محسوب نمی شوند و فقط کاربران عضو بدون کسر اعتبار می توانند فایل آنها را دریافت نمایند.

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

PCFC01_096

تاریخ نمایه سازی: 15 شهریور 1404

چکیده مقاله:

یکی از دغدغه های جدی متفکران قلمرو تعلیم و تربیت، چگونگی مواجهه با نابرابری آموزشی و جست وجوی راههای برطرف ساختن آن به منظور دستیابی به عدالت آموزشی است. این مساله در دوره هایی متوجه برطرف ساختن کاستیها در بحث امکانات آموزشی بودجه های اختصاص یافته محیط مناسب، آموزشی دسترسی به محتواهای به روز، بهره مندی از نیروی آموزشی توانمند و مانند آن بوده است. در زیست بوم تعلیم و تربیتی ایران وقتی سخن از امکانات، محتوا و معلمان توانمند به میان می آید توجه ها بیشتر به سمت مواردی است که دانش آموزان را در بحث مهارتهای سخت، یعنی مهارتهای فنی و عملی، توانمند میسازد. با مطرح شدن رویکرد آموزش برای سده بیست و یک» که بر چهار مهارت تفکر انتقادی، خلاقیت، مشارکت و ارتباط (۴) به عنوان مهارتهای لازم برای زندگی در این سده تاکید می کند ضرورت تغییر در اهداف نظامهای آموزشی بیش از گذشته مطرح شده است. اهمیت این مهارت ها به قدری است که حتی یافتن شغلهای بهتر منوط به تسلط به این مهارتها در کنار دانش نظری و عملی مرتبط با آن حرفه است. نقشی که این مهارتها در یافتن شغلهای بهتر یا توانایی رقابت بیشتر در دسترسی به منابع دارند باعث میشود امکان و میزان دسترسی به این مهارتها به یک نگرانی دیگر در بحث نابرابری عدالت آموزشی تبدیل شود یکی از رویکردهای آموزشی که به تقویت این نوع مهارتها یاری میرساند آموزش فلسفه به کودکان و نوجوانان است آفبک به افراد کمک میکند مهارت های انتقادی بیشتری داشته باشند، در استدلال آوری قوی تر عمل کنند، از تواناییهای زبانی خود بهتر استفاده کنند و به صورت مشارکتی و تعاملی حل مساله کنند اما نکته اینجا است که این مجموعه مهارتهای شناختی ارتباطی و عاطفی در نظام آموزشی رسمی و عمومی به کودکان و نوجوانان آموخته نمیشود آموزش فلسفه به کودکان و نوجوانان نیز که قابلیت پرورش این مهارتها را دارد - در حال حاضر بی تعارف کالایی لوکس است و بیشتر کسانی که در این کارگاه ها به صورت هدفمند و منظم شرکت میکنند و از مزیتهای آن اطلاع دارند از طبقه فرهنگی و اقتصادی متوسط و بالای متوسط هستند. تفاوت های اقتصادی - اجتماعی مرتبط با آموزش میتواند ناشی از آنچه پدر و مادرها در قالب سرمایه گذاری انجام میدهند باشد و همین طور ناشی از آن چیزی که هستند پدر و مادرها فقط ،ثروت دستاوردهای تحصیلی و عوامل ژنتیک تعیین کننده تواناییها را به فرزندانشان نمیدهند؛ بلکه آمال و آرزوها، ارزشها و هنجارهای اجتماعی آنها نیز بر موفقیت فرزندان اثر گذار است (۲۰۲۳ ,.Blanden, et al به عبارتی شرایط اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خانوادگی دانش آموز/کودک و تصمیم های پدر و مادر برای هزینه، نوع و میزان آموزشی که کودک دریافت می کند عاملی تعیین کننده توانمندیها و دستاوردهای آنان است. تحقیقات تجربی نیز موید این واقعیت هستند که سرمایه های اقتصادی فرهنگی و اجتماعی والدین رابطه مستقیمی با نابرابری آموزشی دارند حسین زاده و مومبینی (۱۳۹۷ همچنین افزایش هر چه بیشتر هزینه های تحصیل به عنوان ایجاد کننده شرایط زمینه ای در کنار برون سپاری آموزش دولتی و کاهش عدالت آموزشی به عنوان شرایط علی ایجاد نابرابری آموزشی عمل میکنند عبدالله زاده و همکاران ۱۴۰۰ شواهد تجربی نیز دال بر این هستند که نابرابری ها در ۱. استادیار فلسفه تعلیم و تربیت بخش مبانی تعلیم و تربیت دانشگاه شیراز شیراز ایران aizadpanah@shirazu.ac.ir

نویسندگان

امین ایزدپناه

استادیار فلسفه تعلیم و تربیت بخش مبانی تعلیم و تربیت دانشگاه شیراز