بازتاب ناخودآگاه جمعی حماسی در متون مدرن: تحلیل بینامتنی شاهنامه و بوف کور
محل انتشار: پژوهش در هنر و علوم انسانی، دوره: 10، شماره: 2
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 98
فایل این مقاله در 6 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_RAH-10-2_006
تاریخ نمایه سازی: 15 شهریور 1404
چکیده مقاله:
این مقاله به تحلیل بینامتنی شاهنامه فردوسی و بوف کور صادق هدایت از منظر عناصر حماسی و کهن الگوهای روان شناختی می پردازد. هدف اصلی این پژوهش شناسایی نحوه انتقال و بازتولید کهن الگوهای حماسی از متون کلاسیک به متون مدرن فارسی است. با بهره گیری از نظریات ژولیا کریستوا در خصوص بینامتنی و کارل گوستاو یونگ در مورد ناخودآگاه جمعی و کهن الگوها، این مقاله تلاش دارد تا ساختارهای حماسی و اسطوره ای موجود در شاهنامه را در قالب های مدرن در بوف کور صادق هدایت تحلیل کند. بررسی ها نشان می دهند که باوجود تفاوت های ساختاری و زبانی، بسیاری از عناصر حماسی مانند قهرمان، سفر، مرگ، تقدیر و نمادهای اسطوره ای در این دو اثر به طور غیرمستقیم و پیچیده ای بازتولید شده اند. این پژوهش بر اساس تحلیل تطبیقی متون، به شفاف سازی پیوندهای میان این دو اثر در بستر ناخودآگاه جمعی پرداخته و نشان می دهد که چگونه ساختارهای حماسی در ادبیات کلاسیک به متون مدرن منتقل شده و در آن ها دچار دگردیسی می شوند.
نویسندگان
ندا طلوعی
کارشناس ارشد دانشگاه پیام نور بابل،بابل،ایران