تاثیر هوش مصنوعی بر کاهش نابرابری های آموزشی در مناطق محروم

سال انتشار: 1403
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 109

فایل این مقاله در 27 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

PJLCONFE01_4891

تاریخ نمایه سازی: 9 شهریور 1404

چکیده مقاله:

آموزش وپرورش یکی از اساسیترین ارکان توسعه جوامع است که بهعنوان بستری برای تربیت نسل آینده، نقش کلیدی درشکلگیری توسعه پایدار ایفا میکند. در دنیای امروز، دسترسی به فناوریهای آموزشی نوین، عامل مهمی در ارتقای کیفیت آموزش و تحقق عدالت آموزشی است. یکی از قابل توجه ترین فناوری هایی که در دهه های اخیر مورد توجه قرار گرفته، هوش مصنوعی است. این فناوری با قابلیتهایی همچون تحلیل دادههای آموزشی، یادگیری ماشین، و ارائه راهحلهای شخصیسازیشده، توانسته شیوه های سنتی تدریس و یادگیری را متحول کند. از سوی دیگر، در بسیاری از کشورهای در حال توسعه و جوامع کمبرخوردار، مسائل ساختاری و اقتصادی موجب ایجاد شکافعمیق در کیفیت آموزش شده است. مناطق کمبرخوردار نهتنها از امکانات آموزشی کافی محروم هستند، بلکه دبیران این مناطق نیزبهدلیل عدم دسترسی به آموزشهای حرفهای مدرن و ابزارهای کارآمد، معموال با مشکالت عدیدهای در فرآیند تدریس مواجهاند.این شرایط باعث میشود که دانشآموزان این مناطق از سطح کیفیت آموزشی پایینتری برخوردار باشند و امکان رقابت تحصیلییا اشتغال حرفهای برای آنان کاهش یابد.یکی از اصلیترین چالشهای دبیران در این مناطق، کمبود منابع آموزشی است. مدارس این مناطق به کتب و مطالب آموزشیمحدود دسترسی دارند و نبود زیرساختهای فناوری، مانع از بهرهبرداری از محتوای آموزشی بهروز میشود. از سوی دیگر، تعدادزیاد دانشآموزان در کالسها، دبیران را با فشار کاری مضاعف مواجه میکند و زمان کافی برای توجه به نیازهای فردی دانشآموزانباقی نمیگذارد. این عوامل، توانمندسازی دبیران و ارتقای روشهای تدریس را به ضرورتی فوری در این مناطق تبدیل کرده است.هوش مصنوعی، با قابلیتهای ویژه و کاربردهای گسترده خود، میتواند بسیاری از این مشکالت را کاهش دهد. این فناوری امکانشخصیسازی فرآیند یادگیری، ارائه تحلیلهای دقیق از وضعیت دانشآموزان، و کمک به دبیران در مدیریت بهینه زمان و منابع را فراهم میآورد. عالوه بر این، ابزارهای آنالین مبتنی بر هوش مصنوعی فرصتهای جدیدی برای آموزش دبیران و اشتراکگذاری تجربیات به وجود آوردهاند.اما سوال اصلی این است که چگونه میتوان از هوش مصنوعی در مدارس مناطق کمبرخوردار بهره برد؟ چه ابزارها و روشهاییبرای استفاده کارآمد از این فناوری در این مناطق وجود دارد؟ و چگونه میتوان ظرفیت دبیران را برای استفاده بهینه از این ابزارها افزایش داد؟ مقاله حاضر تالش میکند با بررسی این پرسشها، بستری برای تحول آموزشی مبتنی بر هوش مصنوعی در مناطق کم برخوردار فراهم کند.در این مقاله ابتدا به تعریف نقش هوش مصنوعی در آموزشوپرورش پرداخته و سپس باتمرکز بر مشکالت دبیران در مناطقکمبرخوردار، تاثیرات این فناوری بر بهبود کیفیت تدریس و مدیریت آموزشی بررسی میشود. همچنین موانع استفاده از هوشمصنوعی در این مناطق و راهکارهای پیشنهادی برای رفع این موانع به صورت جامع تحلیل خواهند شد.

نویسندگان

آزیتا سهیلی

کارشناسی علوم تربیتی

محدثه مقصودی فسقندیس

کارشناسی ارشد ژنتیک

انسیه محمدی پور

کارشنتاسی جغرافیا