تحول بصری در کلاس درس: تبیین نقش راهبردی ارتباط تصویری در تحقق اهداف سند تحول بنیادین آموزش و پرورش (مطالعه کیفی مقطع متوسطه)
سال انتشار: 1403
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 181
فایل این مقاله در 21 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
RVCONF05_791
تاریخ نمایه سازی: 8 شهریور 1404
چکیده مقاله:
هدف: هدف اصلی این پژوهش کیفی، تبیین عمیق نقش راهبردی ارتباط تصویری (گرافیک) به عنوان یک ابزار پداگوژیک و شناختی در راستای تحقق اهداف کلان «سند تحول بنیادین آموزش و پرورش» در مقطع متوسطه است. این مقاله به دنبال پاسخ به این پرسش محوری است که چگونه می توان با ادغام نظام مند اصول و تفکر طراحی گرافیک در فرآیندهای یاددهی-یادگیری، از ظرفیت های بصری برای پرورش ساحت های شش گانه تربیتی (علمی و فناورانه، زیباشناختی و هنری، اقتصادی و حرفه ای، اعتقادی، عبادی و اخلاقی، اجتماعی و سیاسی، و زیستی و بدنی) در دانش آموزان مقطع متوسطه بهره برد و نقش معلم متوسطه را از یک انتقال دهنده صرف محتوا به یک «معمار تجارب یادگیری بصری» ارتقا داد.روش: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و روش «تحلیل محتوای مفهومی» (Conceptual Content Analysis) انجام شده است. در این راستا، دو مجموعه از اسناد به صورت هدفمند مورد تحلیل قرار گرفتند: ۱) متن کامل «سند تحول بنیادین آموزش و پرورش» و مبانی نظری آن برای استخراج اهداف کلیدی مرتبط با یادگیری عمیق، تفکر انتقادی و تربیت چندساحتی. ۲) مجموعه ای متشکل از ۶۰ منبع علمی معتبر (کتب و مقالات منتشر شده بین سال های ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۵) در حوزه های سواد بصری، طراحی آموزشی، پداگوژی انتقادی و علوم شناختی. با استفاده از کدگذاری باز، محوری و انتخابی، مفاهیم کلیدی از هر دو حوزه استخراج و در یک چارچوب مفهومی منسجم با یکدیگر تلفیق شدند.یافته ها: یافته های تحلیل نشان می دهد که ارتباط تصویری یک فصل مشترک قدرتمند برای تحقق بسیاری از اهداف سند تحول است. این پیوند در سه محور اصلی قابل تبیین است: ۱) گرافیک به مثابه ابزار تعمیق یادگیری و تفکر: استفاده از اینفوگرافیک، نقشه های مفهومی بصری و تایپوگرافی هدفمند، فراتر از جذابیت ظاهری، با کاهش بار شناختی و ایجاد ارتباط میان مفاهیم، به تحقق هدف «پرورش تفکر و تعقل» و «عمق بخشی به یادگیری» (ساحت علمی) کمک می کند. ۲) گرافیک به مثابه زبان پرورش خلاقیت و هویت: تکالیف مبتنی بر تولید محتوای بصری (مانند طراحی پوستر، ساخت روایت های تصویری) دانش آموزان را قادر می سازد تا ضمن درونی سازی مفاهیم درسی، هویت فردی، فرهنگی و اجتماعی خود را ابراز کنند و به اهداف ساحت «زیباشناختی و هنری» و «اجتماعی و سیاسی» نزدیک شوند. ۳) گرافیک به مثابه بستر توانمندسازی معلم و دانش آموز: تجهیز معلم متوسطه به دانش طراحی بصری، او را به یک تسهیلگر توانمند در مدیریت فرآیندهای پیچیده یادگیری تبدیل می کند. همچنین، دانش آموزان با کسب مهارت های سواد بصری انتقادی، به شهروندانی فعال و منتقد در برابر پیام های رسانه ای تبدیل می شوند که این امر مستقیما با هدف تربیت «انسان مسئولیت پذیر و انتخابگر» در سند تحول همسو است.نتیجه گیری: نادیده گرفتن ظرفیت های ارتباط تصویری در نظام آموزش متوسطه، به معنای نادیده گرفتن یکی از موثرترین مسیرها برای دستیابی به اهداف سند تحول بنیادین است. گذار از یک نظام آموزشی متن محور به یک نظام چندوجهی و بصری، یک انتخاب نیست، بلکه یک ضرورت راهبردی برای تربیت نسلی است که بتواند در دنیای پیچیده و تصویرمحور معاصر، به صورت خلاق، منتقد و مسئولانه زندگی کند. پیاده سازی این رویکرد مستلزم بازنگری جدی در محتوای کتب درسی، برنامه های توانمندسازی معلمان و زیرساخت های فناورانه مدارس متوسطه است.
کلیدواژه ها:
ارتباط تصویری ، سند تحول بنیادین ، آموزش و پرورش ، مدارس متوسطه ، معلم متوسطه ، دانش آموزان مقطع متوسطه ، سواد بصری ، طراحی آموزشی ، پداگوژی کیفی
نویسندگان
سمیرا عبدالله زاده
کارشناسی ارتباط تصویری دبیر مقطع متوسطه (مدرسه غیر دولتی گوهران)