نقش الگوهای آموزشی مبتنی بر تفکر طراحی در پرورش نوآوری و تفکر انتقادی دانش آموزان هنرستانی
محل انتشار: دومین کنفرانس بین المللی حقوق، مدیریت، علوم تربیتی، روانشناسی و مدیریت برنامه ریزی آموزشی
سال انتشار: 1403
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 103
فایل این مقاله در 12 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
EMACO02_2266
تاریخ نمایه سازی: 7 شهریور 1404
چکیده مقاله:
این پژوهش مروری-تحلیلی به بررسی نقش الگوهای آموزشی مبتنی بر تفکر طراحی (Design Thinking) در تقویت مهارت های نوآوری و تفکر انتقادی دانش آموزان هنرستانی می پردازد. مبانی نظری شامل تعریف و سازوکارهای تفکر طراحی، پیوند آن با خلاقیت و تفکر انتقادی و جایگاه آن در آموزش فنی وحرفه ای بررسی شده است. مرور پیشینه نشان می دهد که اجرای فرایندهای انسان محور تفکر طراحی (همدلی، تعریف مسئله، ایده پردازی، نمونه سازی و آزمون) در محیط های آموزشی، به ویژه در مدارس فنی وحرفه ای و رشته های هنری، می تواند توانایی های تولید ایده، حل مسئله پیچیده و قضاوت نقادانه را افزایش دهد؛ با این حال اثربخشی وابسته به طراحی درس، آموزش معلم، منابع و بومی سازی روش است. روش شناسی پیشنهادی برای پژوهش تجربی، طرح شبه آزمایشی یا پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل است که با ابزارهای استاندارد خلاقیت و تفکر انتقادی اندازه گیری می شود. یافته های مروری و شواهد تجربی نشان می دهد که الگوهای مبتنی بر مدل Stanford d.school و رویکردهای تعاملی-پژوهشی، اثرات مثبت و معناداری بر شاخص های نوآوری و تفکر انتقادی دارند. نتیجه گیری حاکی از ضرورت گنجاندن تفکر طراحی در برنامه های کار و فناوری و هنرستانی به صورت بومی سازی شده، همراه با توسعه توانمندی معلمان و فراهم سازی فرصت های عملی-عملگرایانه است
کلیدواژه ها:
نویسندگان