تحلیل چالش های رایج در تدریس قواعد نحو و صرف در مدارس ایران
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 92
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
MAECONFM01_4315
تاریخ نمایه سازی: 7 شهریور 1404
چکیده مقاله:
تدریس قواعد نحو و صرف در نظام آموزشی ایران، به ویژه در مقاطع متوسطه اول و دوم، همواره از بنیادی ترین و در عین حال چالش برانگیزترین بخش های آموزش زبان و ادبیات فارسی و عربی به شمار می رود. این دشواری نه تنها از پیچیدگی ذاتی ساختارهای زبانی ناشی می شود، بلکه حاصل ترکیبی از عوامل برنامه ریزی آموزشی، روش تدریس، زمینه فرهنگی و انگیزش یادگیرندگان است. بررسی های میدانی و مطالعات نظری نشان می دهد که مهم ترین چالش ها در این حوزه را می توان در چند محور اصلی طبقه بندی کرد: (۱) انتزاعی بودن مفاهیم و اصطلاحات علمی که مانع درک مستقیم و شهودی دانش آموزان می شود و غالبا نیازمند استناد به مثال های عینی و بافت محور است؛ (۲) غلبه روش های سنتی حافظه محور بر الگوهای یادگیری فعال و معنادار، به گونه ای که تمرکز بیش از اندازه بر حفظ قواعد و استثناها، فرصت توسعه مهارت های تجزیه و تحلیل و کاربرد عملی زبان را محدود میکند؛ (۳) ضعف پیوند محتوا با نیازها و علایق یادگیرندگان که موجب کاهش انگیزه و ایجاد فاصله بین یادگیری زبانی و تجربه های واقعی آنان می شود؛ (۴) عدم توازن در زمان بندی آموزش میان تدریس مفاهیم جدید و تثبیت یادگیری از طریق تمرین و بازخورد؛ و (۵) چالش های تخصصی معلمان که شامل کمبود آموزش های به روز در حوزه روش های نوین تدریس نحو و صرف، محدودیت منابع کمک آموزشی، و فشار برنامه درسی فشرده است.از سوی دیگر، ارزیابی های تک بعدی که عمدتا بر سنجش محفوظات و تعریف اصطلاحات تمرکز دارند، سبب می شوند توانایی های تحلیلی و خلاقیت زبانی دانش آموزان کمتر مورد توجه قرار گیرد. این وضعیت در بلندمدت نه تنها انگیزه یادگیری را تضعیف می کند، بلکه در هویت زبانی و مهارت های ارتباطی دانش آموزان نیز بازتاب منفی دارد. افزون بر آن، اختلاف در پیش زمینه زبانی دانش آموزان، به ویژه در مناطق دو یا چندزبانه، باعث می شود معلمان با طیف گسترده ای از نیازها و پیش دانسته ها روبه رو شوند که تطبیق محتوا برای همه دشوار می شود.تحلیل این چالش ها نشان می دهد که بازنگری در طراحی برنامه درسی، استفاده از فناوری های آموزشی تعاملی، اتخاذ رویکردهای فعال و پرسشگرمحور، و توانمندسازی حرفه ای معلمان می تواند نقش موثری در کاهش این مشکلات و ارتقای کیفیت یادگیری ایفا کند. چنین تغییری نه تنها به بهبود عملکرد تحصیلی منجر خواهد شد، بلکه می تواند نگرش مثبت تر و کاربردمحورتر به نحو و صرف در ذهن نسل جدید ایجاد نماید. این امر برای دستیابی به هدف کلان نظام آموزشی، یعنی تربیت افرادی با سواد زبانی عمیق و توانایی بهره گیری خلاق از زبان در موقعیت های گوناگون، ضرورتی اجتناب ناپذیر است.
نویسندگان
بفرین خاکدان
فرهنگی آموزش و پرورش