نقش تفکر انتقادی در آموزش بین رشته ای: از علوم پایه تا هنر
سال انتشار: 1403
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 159
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
PJLCONFE01_4445
تاریخ نمایه سازی: 29 مرداد 1404
چکیده مقاله:
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش تفکر انتقادی در ارتقاء کیفیت آموزش بین رشته ای در حوزه های مختلف دانشگاهی از علوم پایه تا هنر انجام شده است. با توجه به پیچیدگی های روزافزون مسائل علمی و اجتماعی، آموزش بین رشته ای به عنوان رویکردی نوین در نظام های آموزشی مطرح شده که نیازمند مهارت هایی فراتر از دانش تخصصی است. یکی از مهم ترین این مهارت ها، تفکر انتقادی است که به فراگیران امکان می دهد تا اطلاعات را تحلیل، ارزیابی و ترکیب کرده و در مواجهه با مسائل چندوجهی، تصمیم گیری آگاهانه تری داشته باشند. روش تحقیق از نوع توصیفی–تحلیلی بوده و داده ها از طریق پرسش نامه و مصاحبه با ۲۲۰ دانشجو و ۳۰ استاد در رشته های علوم پایه، مهندسی، علوم انسانی، هنر و پزشکی گردآوری شده است. یافته ها نشان می دهد که آموزش تفکر انتقادی موجب افزایش توانایی تحلیل مفاهیم میان رشته ای، ارتقاء مهارت های حل مسئله، و تقویت خلاقیت در یادگیری شده است. همچنین، تفاوت معناداری در میزان بهره برداری از تفکر انتقادی در رشته های مختلف مشاهده شد؛ به طوری که دانشجویان رشته های هنر و علوم انسانی بیشترین تعامل مفهومی میان رشته ای را تجربه کرده اند. نتایج تحقیق حاکی از آن است که ادغام آموزش تفکر انتقادی در برنامه های درسی بین رشته ای می تواند به عنوان راهکاری موثر برای توسعه یادگیری عمیق، تفکر تحلیلی و توانمندسازی دانشجویان در مواجهه با مسائل پیچیده مورد توجه قرار گیرد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
مریم رحیمی
کارشناسی ارشد پژوهش هنر، سمت : هنرآموز