جایگاه و قلمرو روش تجربی در روانشناسی حکمی

سال انتشار: 1401
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 114

فایل این مقاله در 16 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

SICHEBS02_014

تاریخ نمایه سازی: 19 مرداد 1404

چکیده مقاله:

روش پژوهش همواره مورد توجه پژوهشگران بوده و در جهت پیشرفت آن گام های موثر اتخاذ گردیده است. تحول در علم ضرورت تحول در رویکرد های پژوهشی را ایجاد کرده است. بنا به این از جمله ضروری ترین تحولات نظام های پژوهشی، تحول در نگرش ها و پای بندی به اصول متکی بر ارزش های اسلامی می باشد. هدف کلی از انجام این پژوهش جایگاه و قلمروی روش تجربی در روان شناسی حکمی است. پژوهش حاضر با بکارگیری روش توصیفی تحلیلی و با گردآوری کتابخانه ای به واکاوی متون و پژوهش های روان شناسی و همچنین تحقیقات انجام شده در حوزه روش های پژوهش روان شناسی پرداخته است. از کلیه منابع چاپی و الکترونیکی در دسترس برای جمع آوری اطلاعات استفاده شد. روش پژوهش در روان شناسی عموما بر بنیادهای نظری فلسفه اثبات گرایی و تجربه گرایی به وجود آمده است و مبتنی بر یافته های حسی می باشد، که تنها یکی از راه های شناخت انسان می باشد. با توجه به پیچیدگی های دانش روان شناسی فراتر از آن است که فقط با روش های کمی و کیفی موجود بتوان به تمامیت آنها پرداخت و برای دستیابی به واقعیت های روانی انسان استفاده از روش های خودسنجی، خودگزارشی و ترکیبی تلفیقی مورد نیاز است. انسان از نظر روان شناسی، چند بعدی است که بررسی هر کدام از ابعادش روش ویژه ای می طلبد، با توجه به بعد بدنی انسان و ارتباط با محسوسات توجه به یافته های حسی در پژوهش تجربی لازم اما ناکافی است و مستلزم ارایه مدل تلفیقی به عنوان راهکار اساسی روش پژوهش در مطالعات روان شناسی می باشد. دیدگاه های تجربی گرایی نمی تواند تمامیت ویژگی های آدمی را مورد مطالعه قرار دهد و پژوهش در مسایل انسانی باید مبتنی بر فهم همه جانبه از مبانی هستی شناختی، انسان شناختی و تمامیت ویژگی های روانی و رفتاری انسان اعم از طبیعت، یادگیری و تحول باشد.

نویسندگان

امل شریفی فرد

استادیار گروه روان شناسی، واحد رامهرمز، دانشگاه آزاد اسلامی رامهرمز، ایران