فروپاشی خود و رنج هستی شناختی: تحلیل تطبیقی کارکرد رنج در عرفان اسلامی و حکمت شهودی شرق در پرتو تجلی حق
فایل این در 24 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
چکیده :
در جهانی که ذات آن سیال است و هستی چونان آبی ست که از مشت معنا می گریزد، هرگونه تلاش برای تثبیت "من" به سان بستن مشت بر بخار است. توهم «خود»، همانند آینه ای ست که هرگز تصویر ثابت ندارد؛ چیزی میان تجربه ها می چرخد و زاده پیوستار خاطرات، تمایلات و ترس هاست. این نوشتار، نه تلاشی برای درک هستی از منظر متافیزیکی کلاسیک، بلکه جست وجویی است در دل سکوت میان مفاهیم؛ آن جا که عارفان شرق از "فنا" سخن می گویند و حکمت اسلامی از "فقر وجودی" در برابر غنای مطلق.
وقتی می پذیریم که هیچ "خود جوهری" در کار نیست، آنچه باقی می ماند رقصی ست از نمودها، کنش ها و تجلیاتی که از چشمه ای واحد سرچشمه می گیرند: چشمه ای که در عرفان اسلامی "فیض اقدس" نام دارد و در حکمت شرق "خلای آگاه" خوانده می شود. در این رقص بی رقیب، آفرینش نه محصول نیازی بیرونی، بلکه جلوه گشایی ذات حق است؛ همچون کودکی که در آیینه، چهره خود را کشف می کند و از این مکاشفه، شگفت زده می شود. حدیث قدسی «کنت کنزا مخفیا...» در حقیقت پرده برداری ست از تمنای بی نیازانه "معرفت"، که نه در معنا، که در بودن تحقق می یابد.
اما این «بودن» بی رنج نیست. رنج، همچون چکش آهنگری ست که پوسته ضخیم توهم جدایی را می کوبد؛ زخمی ست که نمی کشد، بلکه بیدار می کند. و درست در همین جاست که حقیقت رنج آشکار می شود: نه به مثابه شر، که به منزله محرک رشد. در نگاه عرفانی، رنج محصول تشبث ذهن به امور فانی است، و در حکمت اسلامی، هم ذات غیبت از حق. پس رنج نه دشمن زندگی، که آموزگار آن است؛ صدایی که از اعماق سکوت هستی می گوید: «بیدار شو، تو آنی نیستی که می پنداری.»
از این رو، داوری در قیامت نیز چهره ای دیگر می یابد. اگر "من" جوهری مستقل نیست، پس چه چیز محاکمه می شود؟ این پرسش، ما را به سوی نگاهی دیگر می کشاند: قیامت نه دادگاهی بیرونی با قاضی و مجرم، بلکه رویارویی ست با تجلی آثار افعال؛ بازتاب طبیعی کردارها، نه مجازات هویتی مستقل. هر عمل، همچون سنگی ست در آب، با امواجی که بازمی گردند؛ نه از سر انتقام، بلکه در مسیر نظم ذاتی جهان.
بدین سان، جهان نه صحنه پوچی بی هدف، و نه زندانی برای اثبات وفاداری، بلکه آیینه ای ست که حقیقت از خلال هزاران چهره، خود را به خود می نماید. در نبود "خود"، اتصال ممکن می شود؛ و در دل رنج، شکاف جدایی به پلی بدل می گردد. این هستی، اگرچه جلوه گه بازی های الهی ست، اما بازی ای ژرف است: "لیلا"، نه در معنای تفریح، که در مقام سیر اسرار وجود.
پس شاید، تمام پرسش از «چرا رنج؟» به پاسخ دیگری اشاره دارد: «برای آن که حقیقت بی پرده، جز از راه گسستن پرده ها آشکار نمی شود.»
کلیدواژه ها:
نویسندگان
مهدی فخاران
پژوهشگر مستقل
مراجع و منابع این :
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود لینک شده اند :