تاثیر آموزش مهارت های تفکر خلاق بر افزایش توانایی های پژوهشی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 132

فایل این مقاله در 11 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

MAECONFM01_3678

تاریخ نمایه سازی: 18 مرداد 1404

چکیده مقاله:

چکیده حاضر به بررسی تاثیر آموزش مهارت های تفکر خلاق بر ارتقای توانایی های پژوهشی پرداخته و تلاش دارد با نگاهی تحلیلی، پیوند میان شیوه های نوین آموزش و ارتقاء ظرفیت های تحقیقاتی در فراگیران را روشن سازد. در دنیای امروز که توسعه علمی و نوآوری به عنوان موتور محرک پیشرفت جوامع شناخته می شود، توانایی پژوهشگری یکی از مهارت های کلیدی مورد نیاز برای رشد علمی و اجتماعی به شمار می رود. از سوی دیگر، تفکر خلاق به عنوان توانایی تولید ایده های نو و راهکارهای بدیع، جایگاهی اساسی در فرآیند کشف، ابداع و حل مسئله دارد. آموزش این مهارت ها می تواند به محققان و دانشجویان کمک کند تا ضمن عبور از مرزهای الگویی ثابت، مسائل را از زوایای متعدد دیده و برای آن ها راه حل های نوپردازانه بیابند. پژوهش های گوناگون نشان داده اند که تقویت مولفه هایی نظیر سیالی، انعطاف پذیری، ابتکار و بسط ایده ها در دانش آموزان و دانشجویان، کیفیت و عمق تحقیقات آن ها را افزایش می دهد. ایجاد محیط های آموزشی تعامل محور، استفاده از روش های مساله محور، بهره گیری از بارش فکری، بازی های ذهنی و پروژه های عملی از جمله راهکارهای موثر در آموزش تفکر خلاق هستند که اثر مستقیم بر ارتقاء توان پژوهشی دارند. این آموزش ها نه تنها باعث افزایش دایره واژگان علمی و شیوه های بیان ایده می شوند، بلکه هم زمان مهارت نقد، تحلیل و ارزیابی یافته ها را نیز تقویت می کنند و پژوهشگر را به سوی استقلال فکری و خوداتکایی سوق می دهند. همچنین، آموزش تفکر خلاق کمک می کند توانایی ترکیب دانش های بین رشته ای و ایجاد ارتباطات میان حوزه های علمی گوناگون توسعه یابد که این امر به تولید تحقیقات نوآورانه و کارآمد منجر می گردد. در این میان، نقش مدرس و شیوه هدایت او در فرآیند یاددهی یادگیری، اهمیت ویژه ای در شکل گیری نگرش خلاق و پژوهش محور دارد. از سوی دیگر، تاکید بر بازخورد مستمر، ارزیابی کیفی و حمایت از ایده های نو می تواند انگیزه و اشتیاق یادگیرندگان را برای تحقیق و نوآوری به طور قابل توجهی افزایش دهد. افرادی که در چنین فرآیند یادگیری قرار می گیرند، معمولا اعتمادبه نفس بیشتری در ارائه فرضیه ها، طراحی روش تحقیق و تفسیر داده ها پیدا می کنند. آن ها یاد می گیرند که شکاکانه به داده ها بنگرند، از منابع گوناگون بهره گیرند و راهکارهایی فراتر از کلیشه ها بیابند. این تحول نه تنها در فعالیت های فردی بلکه در پژوهش های گروهی و بین المللی نیز بازتاب می یابد و امکان تعاملات علمی گسترده تر را فراهم می آورد. در نهایت، نتایج این تحلیل نشان می دهد که سرمایه گذاری بر آموزش مهارت های تفکر خلاق، به ویژه در سطوح دانشگاهی، به ارتقاء کیفیت تحقیقات، افزایش بهره وری علمی و توسعه پایدار دانش کمک شایانی خواهد کرد و از این رو می تواند به عنوان یک راهبرد اساسی در سیاست های آموزشی و پژوهشی کشورها مورد توجه قرار گیرد.

نویسندگان

محمدرسول محمودی

آموزگارابتدایی

مهدیه هادی زاده

دبیر ریاضی

فریده سنچولی

کارشناسی علوم تربیتی گرایش مدیریت