نقش عشق و فراق در شعر غنایی: بررسی تاثیرات اجتماعی و فرهنگی در اشعار حافظ، سعدی و مولانا

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 387

فایل این مقاله در 18 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

LLCSCONF21_027

تاریخ نمایه سازی: 13 مرداد 1404

چکیده مقاله:

این مقاله به بررسی نقش دو مفهوم بنیادین عشق و فراق در شعر غنایی فارسی و تاثیرات اجتماعی و فرهنگی آن در اشعار سه شاعر بزرگ، حافظ، سعدی و مولانا، می پردازد. عشق و فراق که به عنوان عناصر محوری ادبیات غنایی شناخته می شوند، بستری برای بیان عمیق ترین احساسات انسانی، تجربه های عرفانی و حتی مسائل اجتماعی و فرهنگی فراهم می کنند. این تحقیق با تحلیل آثار این شاعران، نشان می دهد که چگونه این دو مفهوم در اشعار آنان نه تنها ابعاد عاطفی و انسانی بلکه الهیهای عرفانی و فلسفی عمیقی پیدا می کنند. هدف از این بررسی، شناخت بهتر ماهیت عشق و فراق در ادبیات کلاسیک فارسی و تبیین نقش این مفاهیم در انتقال پیامها و معانی عمیق اجتماعی، فرهنگی و معنوی زمانه است. از دید حافظ، عشق پلی است میان انسان و حقیقت، و فراق، فرصتی برای خودشناسی و تامل معنوی. در اشعار سعدی، عشق بیشتر جلوه های زمینی دارد و عنصری برای توصیف زیبایی و لطافت زندگی است، در حالی که فراق به عنوان بخش جدایی ناپذیر عشق، بازتابی از رنج و دشواری های ارتباط انسانی تلقی می شود. مولانا عشق را نیرویی بنیادی و محرک آفرینش می داند که در فراق، تمایلات انسان برای بازگشت به اصل الهی خویش نمایان می شود. این مقاله همچنین به تاثیر اجتماعی این مفاهیم در شعر غنایی می پردازد و نشان می دهد که چگونه عشق و فراق، ابزارهایی برای بیان نقدهای اجتماعی و فرهنگی شاعران بوده اند و در عین حال، به عنوان اصولی انسانی و جهانی، نقشی وحدت بخش میان انسان ها داشته اند. بررسی اشعار این سه شاعر نمایانگر این نکته است که عشق و فراق در شعر غنایی فارسی تنها ابزاری برای بیان احساسات فردی نیستند، بلکه مفاهیمی عمیق برای جست وجوی معنای هستی، کشف روابط انسانی و حتی بیان ایده آل های اجتماعی به شمار می روند. هدف نهایی این پژوهش، ارائه درکی جامع از جایگاه عشق و فراق در شعر فارسی و بررسی پیوند میان تجربه انسانی و جهان شناختی است. تحلیل تطبیقی آثار این سه شاعر، به شناسایی نقاط اشتراک و تفاوت های رویکردی آنان نسبت به عشق و فراق کمک می کند. از این رو، این بررسی می تواند به بازخوانی دقیق تر میراث ادبیات کلاسیک فارسی از جنبه احساسی، عرفانی و اجتماعی کمک کند و نشان دهد که چگونه مفاهیمی از این دست، همچنان در ادبیات امروز نیز الهامبخش هستند.

نویسندگان

مریم خزاعی

دانشجو دکتری تخصصی ادبیات غنایی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد نجف آباد، استان اصفهان، ایران.