بررسی عناصر اسطوره ای در ادبیات کودک و نوجوان ایران
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 120
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
MAECONFM01_3389
تاریخ نمایه سازی: 7 مرداد 1404
چکیده مقاله:
بررسی عناصر اسطوره ای در ادبیات کودک و نوجوان ایران بخشی مهم از پژوهش های معاصر در حوزه ادبیات تطبیقی و نقد ادبی است. اسطوره ها، به عنوان روایت هایی بنیادین و کهن، نه تنها در شکل دهی جهان بینی فرهنگی و اجتماعی هر ملت نقش دارند، بلکه در لایه های زیرین ادبیات کودک و نوجوان نیز حضوری آشکار و پنهان یافته اند. ادبیات کودک و نوجوان ایران، به دلیل پیوند عمیق با سنت های روایی، داستان های شاهنامه، افسانه ها و آیین های ملی، بستری مناسب برای بازتولید و بازآفرینی عناصر اسطوره ای فراهم آورده است.در این پژوهش تلاش بر آن است تا نقش و کارکرد عناصر اسطوره ای—مانند قهرمان اسطوره ای، سفر قهرمانی، نیروهای فراطبیعی، موجودات شگفت انگیز، دوگانگی خیر و شر، نمادها و کهن الگوها—در گونه ها و متون مختلف ادبیات کودک و نوجوان ایران تحلیل شود. روش پژوهش بر اساس تحلیل محتوای متون شاخص داستانی، شعر و نمایشنامه، و تطبیق آن با نظریه های اسطوره کاوی (مانند تئوری کهن الگوهای یونگ و ساختار سفر قهرمانی کمپبل) استوار است.نتایج پژوهش نشان می دهد که عناصر اسطوره ای، با وجود تحولات اجتماعی، فرهنگی و سبک زندگی مدرن، همچنان جایگاهی موثر و پویا در ادبیات معاصر کودک و نوجوان دارند. بازآفرینی شخصیت هایی چون رستم، آرش، سیاوش، و پیوند با عناصر طبیعی و جادویی، نه تنها موجب انتقال ارزش های بنیادین و هویت ملی به نسل جدید می شود، بلکه ابزار مناسبی برای پرورش تخیل، اخلاق مداری و هویت جویی کودکان فراهم می آورد. همچنین، حضور مولفه های اسطوره ای سبب می شود تا کودک بتواند با مفاهیم پیچیده ای چون مرگ، تولد دوباره، عدالت، شجاعت و رهایی به گونه ای غیرمستقیم و نمادین مواجه شود.تحلیل کیفی متون نشان دهنده آن است که نویسندگان معاصر، با انعطاف پذیری و نوآوری، عناصر اسطوره ای را متناسب با نیازها و دغدغه های روز کودکان بازتفسیر و بازآفرینی کرده اند. رویکردهای بینارشته ای، از جمله تلفیق اسطوره با فناوری های نوین، طنز، و آموزه های روان شناختی، نیز به غنای بیشتر این آثار انجامیده است. با این حال، چالش هایی همچون تکرار کلیشه ای برخی مضامین و فاصله گرفتن از ریشه های عمیق اسطوره ای در برخی آثار، نیازمند توجه و بازنگری جدی است.در نهایت، پژوهش حاضر تاکید می کند که احیای خلاقانه و منتقدانه عناصر اسطوره ای در ادبیات کودک و نوجوان ایران، می تواند نه تنها به پایداری هویت فرهنگی، بلکه به ارتقای خلاقیت و درک چندلایه کودکان از جهان پیرامون کمک شایانی کند. این امر، مستلزم تعامل هرچه بیشتر نویسندگان، پژوهشگران و مربیان با میراث اسطوره ای و ظرفیت های ادبیات کودک معاصر است.
نویسندگان
مریم ارج
دبیر ادبیات