تحلیل نقش مشارکت اجتماعی در موفقیت پروژه های بازآفرینی و عمران شهری مطالعه موردی یک یا چند محله ، با تاکید بر تعامل میان ساکنان، شهرداری و دیگر دستگاه ها

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 131

فایل این مقاله در 41 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

PSHCONF28_189

تاریخ نمایه سازی: 4 مرداد 1404

چکیده مقاله:

بازآفرینی شهری و طرح های عمران محله ای، از جمله سیاست های کلان و مهم در مدیریت توسعه شهری به شمار می روند که هدف اصلی آن ها ارتقاء کیفیت زندگی، بهبود زیرساخت ها، و افزایش تاب آوری شهری است. یکی از مولفه های اصلی موفقیت این پروژه ها، میزان مشارکت اجتماعی و تعامل موثر میان سه ضلع اصلی: ساکنان محله، شهرداری، و سایر دستگاه های اجرایی است. پژوهش حاضر با رویکرد تحلیلی و مبتنی بر مطالعه موردی در یکی از محلات شهر ایلام، به ارزیابی نقش مشارکت اجتماعی در فرآیند بازآفرینی و تحقق اهداف عمرانی پرداخته است.در مقدمه مقاله ابتدا به مفهوم بازآفرینی شهری پرداخته شده، و اهمیت ارتقای تعاملات اجتماعی و نهادی به عنوان پیش شرط موفقیت این پروژه ها بازگو می شود. سپس بیان می گردد که چالش های اجرایی متعدد، از جمله محدودیت منابع مالی، پیچیدگی مالکیت ها، و تضاد منافع ذینفعان مختلف، گاهی پروژه ها را با ناکامی یا نیمه تمام بودن مواجه کرده است. تجربه جهانی حاکی از آن است که هرگاه ساکنان به چشم ذینفعان واقعی دیده شده، سازوکارهای مشارکت شهروندی ایجاد و نهادینه گردد، موانع قانونی، فرهنگی و مالی آسان تر مرتفع می شود و مقاومت اجتماعی به همراهی جمعی بدل می گردد.در بخش روش شناسی، از رویکرد کیفی (مصاحبه و مشاهده میدانی) و داده های ثانویه شامل اسناد طرح های بازآفرینی محله ای استفاده شده است. محلات نمونه، با معیارهایی چون میزان فرسودگی، سابقه اجرای طرح های بازآفرینی و تنوع اجتماعی انتخاب گردید. داده های به دست آمده با روش تحلیل محتوای کیفی و تحلیل شبکه های تعامل ارزیابی شده اند.یافته های پژوهش نشان می دهد که در سه سطح کلیدی – طراحان و مدیران طرح (شهرداری و دستگاه های دولتی)، مجریان و کارگزاران محلی (دهیاری، شورا، معتمدین)، و شهروندان عادی – تعاملات دو یا چند سویه و اعتمادسازی عامل تعیین کننده در موفقیت پروژه هاست. هر جا که فرایند تصمیم گیری و اجرای پروژه شفافیت کافی داشته، جلسات منظم پرسش و پاسخ میان مسئولان و مردم برگزار شده و خواسته های ساکنان واقعا مورد توجه قرار گرفته، میزان مشارکت به شکل معناداری افزایش یافته است. این موضوع علاوه بر کاهش مقاومت اجتماعی، به تسهیل فرایند تملک، تامین مالی مشارکتی، و حتی اجرای سریع تر و کم هزینه تر پروژه ها منجر شده است.برخی نتایج تجربی در محلات بررسی شده نشان داد، ابتکاراتی مانند تشکیل دفتر تسهیل گری محلی، ایجاد سامانه های گزارش دهی مردمی، دعوت از ساکنان در تصمیم گیری برای طراحی فضاها و حتی جذب سرمایه های خرد مردمی (مثلا به صورت صندوق های محلی نوسازی) آثار بسیار مثبت بر رضایتمندی و دوام اقدامات بازآفرینی شهری داشته است. همچنین رویکرد مشارکتی شهرداری در بازتعریف کارکردهای محلات، کمک قابل ملاحظه ای به حفظ سرمایه های اجتماعی و فرهنگی و حتی ارتقای هویت مکانی کرده است.اما موانعی نیز وجود داشته است؛ عدم آشنایی شهروندان با حقوق خود، چالش های فرهنگی، گرایش های بدبینی ناشی از تجربیات ناموفق گذشته، بروکراسی اداری، و بعضا نبود نمایندگی کافی از گروه های مختلف ساکنین، از جمله عوامل کاهش مشارکت بودند که باید برای آن ها چاره اندیشی شود.در نتیجه، پژوهش حاضر تاکید می کند که مشارکت اجتماعی سازمان یافته، آموزش محور و مبتنی بر اعتماد متقابل میان ساکنان و دستگاه ها، قفل عمده چالش های مدیریتی، فنی و حتی مالی پروژه های بازآفرینی شهری را باز می کند. توصیه می شود شهرداری ها، علاوه بر تقویت ظرفیت های فنی و منابع مالی، تمرکز ویژه ای بر توانمندسازی اجتماعات محلی، حمایت از تشکل ها و نمایندگان مردمی، طراحی سازوکارهای شفاف گفت وگو، و نهادینه سازی فرهنگ مشارکت در تمام طول عمر پروژه داشته باشند. تعامل نهادی و اجتماعی هدفمند، کلید تحقق توسعه شهری پایدار و ارتقای کیفیت زندگی در محلات مورد مطالعه است.

نویسندگان

مراد فولادی

فوق لیسانس مهندسی عمران- سازه رئیس عمران و باز آفرینی شهرداری ایلام