واکاوی روش شناسی واسازی در پژوهش کیفی (از تئوری تا عمل)

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 138

فایل این مقاله در 23 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_MTOD-31-122_006

تاریخ نمایه سازی: 24 تیر 1404

چکیده مقاله:

مقدمه و اهداف: فهم عمیق پدیده های اجتماعی و فرهنگی در دنیای پیچیده امروز، حیاتی است. پژوهش های کیفی، با تمرکز بر تجارب زیسته و معانی برساخته شده، دریچه ای به سوی درک این پیچیدگی ها می گشایند. داده های کیفی، به ویژه در حوزه های اجتماعی، فرهنگی و تربیتی، به دلیل ماهیت چندوجهی و ابهام، نیازمند روش های تحلیلی عمیق ترند. «واسازی»، رویکردی نوآورانه است که با بررسی ابعاد مختلف پدیده، امکان دستیابی جامع تر به داده ها و نتایج را فراهم می کند. واسازی، افسانه «وضوح» متن را به چالش می کشد و بخش های پنهان سنت فلسفی را آشکار می کند.واسازی، وجهی از نقد متافیزیک است که با واکاوی ساختارها، خاستگاه و نقش مرکز مقتدر را برملا می کند. واسازی دریدایی به معنای تخریب نیست؛ بلکه ریشه در اندیشه های ژاک دریدا دارد و با مفاهیمی چون «مرکززدایی»، «دیفرانس» و «بازی معنا» به نقد لوگوسانتریسم می پردازد. دریدا، با زیر سوال بردن ثبات معنا، زمینه ای برای خوانش های چندگانه ایجاد می کند. او معتقد است هر متنی، حضور «دیگری» را منعکس می کند که کلید فهم معناست.کاربرد واسازی در پژوهش های کیفی، با وجود پتانسیل بالا، با چالش هایی روبه روست. پیچیدگی مفهومی، ابهام در اجرا و نیاز به تفسیر دقیق، از جمله دشواری های پژوهشگران است. ازاین رو، تبیین چهارچوبی عملیاتی و ارائه راهکارهای کاربردی برای واسازی در پژوهش های کیفی، ضروری است.این پژوهش، با هدف واکاوی روش شناسی واسازی در تحلیل داده های کیفی و ارائه چهارچوبی عملیاتی، درصدد پاسخگویی به سوالاتی در مورد روش ها، ابزارها، مزایا، چالش ها و کاربردهای واسازی در پژوهش های کیفی، به ویژه در حوزه های اجتماعی، فرهنگی و تربیتی است. سوال اصلی پژوهش این است که چگونه می توان با واسازی، به تحلیل و تفسیر دقیق تر داده های کیفی دست یافت؟ هدف نهایی، ارائه راهکارهایی برای به کارگیری موثر واسازی و فهم عمیق تر پدیده هاست.روش: این پژوهش، روش واسازی را به عنوان رویکردی نوآورانه در تحلیل داده های کیفی، به ویژه در حوزه های اجتماعی، فرهنگی و تربیتی بررسی می کند. پیچیدگی داده های کیفی، نیاز به روش های تحلیلی عمیق تر، مانند واسازی را ایجاب می کند. واسازی با آشکارسازی مفروضات پنهان، تناقضات درونی و روابط قدرت، تحلیل چندوجهی و انتقادی را ممکن می کند. این پژوهش با بررسی مبانی فلسفی واسازی، به ویژه اندیشه های دریدا، و ارائه چهارچوبی عملیاتی، به پرسش هایی در مورد روش ها، ابزارها، مزایا، چالش ها و کاربردهای واسازی در پژوهش های کیفی پاسخ می دهد.برای انجام این پژوهش مروری، جستجوی نظام مند منابع علمی در پایگاه های داده داخلی با کلیدواژه های «واسازی»، «پژوهش کیفی»، «دریدا»، «تحلیل انتقادی»، «مدیریت آموزشی» و «معنا» انجام شد. معیار ورود به مطالعه، مقالات فارسی زبان در مورد کاربرد واسازی در پژوهش های کیفی بود. پس از غربال گری اولیه عناوین و چکیده ها، ۲۱ مقاله برای مطالعه کامل انتخاب شدند. یافته ها نشان می دهند واسازی با زیر سوال بردن ثبات معنا، به درک عمیق تر پدیده های اجتماعی و فرهنگی و توسعه نظریه های جدید کمک می کند. در مدیریت آموزشی، این رویکرد با تحلیل انتقادی برنامه های درسی، سیاست گذاری ها و ارزشیابی، باورهای رایج را به چالش می کشد و سیستم های عادلانه تر و یادگیری محور طراحی می کند. پیچیدگی واسازی، نیاز به آموزش و تمرین کافی و توجه به زمینه را ضروری می کند. واسازی به عنوان رویکردی مکمل، تفکر انتقادی را تقویت و زمینه تحولات مثبت در علوم انسانی را فراهم می کند. این پژوهش با بررسی نقاط قوت و ضعف واسازی، درک جامع تری از این روش ارائه و ارتباط آن با سایر روش های کیفی را بررسی می کند.نتایج: یافته های پژوهش نشان می دهد که واسازی، با زیر سوال بردن ثبات معنا، به درک عمیق تر پدیده های اجتماعی، فرهنگی و تربیتی و توسعه چهارچوب های نظری نوین کمک می کند. این رویکرد، با آشکارسازی پیش فرض های پنهان، روابط قدرت و تناقضات درونی متن، زمینه ای برای خوانش های چندگانه و تفاسیر بدیع فراهم می کند. در مدیریت آموزشی، واسازی با تحلیل انتقادی برنامه های درسی، سیاست گذاری ها و فرایند ارزشیابی، باورهای رایج را به چالش می کشد و به طراحی سیستم های عادلانه تر و یادگیری محور کمک می کند. به عنوان مثال، واسازی مفهوم «نمره» در ارزشیابی تحصیلی، نشان می دهد که نمره نمی تواند به تنهایی معیار جامع سنجش یادگیری باشد و توجه به ابعاد دیگر یادگیری، مانند خلاقیت، تفکر انتقادی، مهارت های اجتماعی و توانایی حل مسئله، ضروری است.همچنین، یافته ها نشان می دهد واسازی می تواند به پژوهشگران در حوزه های مختلف علوم انسانی، ازجمله ادبیات، فلسفه، مطالعات فرهنگی و علوم اجتماعی، در درک بهتر پیچیدگی های متون و پدیده های اجتماعی یاری رساند. با استفاده از واسازی، می توان به نقد و تحلیل انتقادی مفاهیم، گفتمان ها و ساختارهای قدرت پرداخت و زمینه را برای تغییرات مثبت اجتماعی و تربیتی فراهم نمود. به طورمشخص، این پژوهش نشان داد که چگونه می توان با به کارگیری واسازی در تحلیل داده های کیفی، به ابعاد پنهان و ناگفته پدیده ها دست یافت و درک جامع تری از آنها به دست آورد. همچنین، یافته ها تاکید دارند که واسازی می تواند به عنوان ابزاری برای توانمندسازی گروه های به حاشیه رانده شده و تقویت صداهای نادیده گرفته شده مورد استفاده قرار گیرد. درنهایت، این پژوهش نشان می دهد که چگونه واسازی می تواند به عنوان یک روش مکمل در کنار سایر روش های کیفی، به درک بهتر و عمیق تر از پدیده ها کمک کند.بحث و نتیجه گیری: از تحلیل های انجام شده می توان نتیجه گرفت که رویکرد واسازی نه تنها ابزاری نوین برای بازاندیشی در ساختارهای فکری است، بلکه زمینه ای برای شکستن قوالب ثابت برداشت های معمول فراهم می آورد. نتایج به دست آمده موید هستند که با به کارگیری این روش، پژوهشگران قادر به جداسازی مفاهیم پیچیده از دیدگاه های سنتی و ارائه نقدی عمیق تر می شوند. رویکرد یادشده با تاکید بر پویایی معنا و فروپاشی موانع تثبیت شده، فرصت های بین رشته ای ایجاد نموده و موجب ارتقای دانش انتقادی و بسط نظریه های نوین شده است. یافته های حاضر نشان می دهد تاثیر مستقیم این رویکرد در حوزه های اجتماعی و تربیتی موجب تحول نگرش نسبت به مسائل متنی و نقد ساختاری شده است. استفاده دقیق از اصطلاحات واژگانی و آشکارسازی اثرات پنهان عملیاتی شواهد محکم جهت بازسازی چهارچوب های مرتبط با عدالت ارائه نمود. این روش با واگذاری مسئولیت تفسیری به خوانندگان و ایجاد مشارکت فکری در تفسیر متون، تعادل بین نقد و بازسازی را برقرار کرده است. افزون برآن، امکان تطبیق شناخت در شرایط متغیر تاریخی، زبانی و فرهنگی فراهم و چالش های مفهومی با دیدگاهی نوین ارزیابی شده است. به طورکلی، نتایج پژوهش پیشنهاد می کند که واسازی به دلیل قابلیت بازنگری مبانی نظری و انعطاف پذیری در تحلیل، می تواند به عنوان رویکرد مکمل در کنار سایر روش های کیفی به کار رود. این یافته ها نویدبخش توسعه روش های انتقادی هستند و چهارچوب عملیاتی ارائه شده افق های تازه ای در مطالعات علوم انسانی گشوده است. این نتایج به تبیین ساختارهای نوین و بهبود تفسیر معارف منجر شده است. پژوهش های آتی می توانند به بررسی تاثیر واسازی بر توانمندسازی افراد و گروه های به حاشیه رانده شده و همچنین، به نقش آن در ایجاد تغییرات اجتماعی بپردازند.تقدیر و تشکر: از استادان گران قدر که با حمایت ها و راهنمایی های ارزشمندشان، همواره الهام بخش و مشوق پیشرفت های علمی بوده اند، صمیمانه سپاسگزاریم.تعارض منافع: مولفان اعلام می کنند در اجرای این پژوهش هیچ تعارض مالی، اعتباری یا شخصی وجود نداشته و مراحل تحقیق به شیوه ای شفاف انجام شده است.

نویسندگان

سیف اله فضل الهی قمشی

دانشیار گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه طلوع مهر، قم، ایران.

رضا محمدی

دانشیار، گروه مدیریت آموزشی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد قم، قم، ایران،

مراجع و منابع این مقاله:

لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :
  • آهی، محمد و محمد طاهری. (۲۰۱۹). «نقد و تحلیل نظریه ...
  • ابراهیمی، احترام؛ بهشتی، سعید و سوسن کشاورز. (۲۰۱۰). «بررسی اندیشه ...
  • بالو، فرزاد. (۲۰۲۲). «از هرمنوتیک فلسفی گادامری تا ساختارشکنی دریدایی». ...
  • بهادری، سعید و سیف الله فضل اللهی قمشی. (۱۳۹۸). «مطالعه ...
  • حانیه، فلامکی؛ محمدمنصور، رشیدیان، عبدالکریم و شادی عزیزی. (۲۰۲۳). «بازخوانی ...
  • خاتمی، محمود. (۱۳۸۶). «دریدا و ساختارشکنی». اشراق، ۲(۴ و ۵): ...
  • خینفر، حسین و ناهید مسلمی. (۱۳۹۵). اصول و مبانی روش ...
  • رحیمی زنجانبر، امیرحسین؛ بستانی، فاطمه و حسین زارع. (۲۰۱۹). «تحلیل ...
  • شاقول، یوسف و سیدرحمان مرتضوی. (۲۰۱۱). «دریدا و دموکراسی». جستارهای ...
  • ضمیران، محمد. (۱۳۹۵). ژاک دریدا و متافیزیک حضور. تهران: هرمس. ...
  • طاهرخانی، مصطفی و سید محمد قاری سید فاطمی. (۲۰۲۳). «ژاک ...
  • فتح الله زاده، حسن. (۲۰۱۲). «دریدا و گفتمان علوم انسان». ...
  • فلسفه نوشتار از دیدگاه دریدا و پیامدهای آن در تعلیم و تربیت [مقاله ژورنالی]
  • کریمی گیلده، علی؛ صادق زاده قمصری، علیرضا؛ سجادی، سیدمهدی و ...
  • کریمی، بیان. (۲۰۲۳). «ارزیابی مسئولیت های دانشگاه و دلالت های ...
  • منتظرقائم، مهدی و فرزاد غلامی. (۱۳۹۱). «نقد پسااستعماری روایت سریال ...
  • نجومیان، امیرعلی. (۱۳۸۵). «مفهوم دیگری در اندیشه ژاک دریدا (ج ...
  • ویستر، راجر. (۱۳۷۳). «ژاک دریدا و واسازی متن». ترجمه عباس ...
  • یوسفی، مهدی. (۱۳۹۷). «واسازی در جایگاه روش پژوهش کیفی: مطالعه ...
  • یوسفی، مهدی؛ ضرغامی همراه، سعید؛ قائدی، یحیی و علیرضا محمودنیا. ...
  • Ahi, M., & Taheri, M. (۲۰۱۹). A critique and analysis ...
  • Bahadori, S., & Ghomshe, S. F. (۲۰۱۹). A case study ...
  • Balu, F. (۲۰۲۲). From Gadamer’s philosophical hermeneutics to Derrida’s deconstruction. ...
  • Derrida, J. (۲۰۱۶). Jacques Derrida and the metaphysics of presence. ...
  • Ebrahim, E., Beheshti, S., & Keshavarz, S. (۲۰۱۰). An investigation ...
  • Fathzadeh, H. (۲۰۱۲). Derrida and the discourse of human sciences. ...
  • Hosein, Kh., & Moslemi, N. (۲۰۱۹). The principles and foundations ...
  • Karimi Gildeh, A., Sadeghzadeh Ghamsari, A., Sajadi, S. M., & ...
  • Karimi, B. (۲۰۲۳). Evaluation of university responsibilities and its educational ...
  • Karimzadeh, B., Yaridehnavi, M., Bagheri Noaparast, K., & Alavi, H. ...
  • Khatami, M. (۲۰۰۷). Derrida and deconstruction. Eshraq, ۴. [In Persian] ...
  • Makhtari Far, D., Mohammadzadeh, Y., & Mohseni Zanouzi, S. J. ...
  • Montazer Ghaem, M., & Gholami, F. (۲۰۱۲). Postcolonial critique of ...
  • Najoomian, A. (۲۰۰۶). The concept of the other in the ...
  • Rahimi Zanjani Bar, A. H., Bestani, F., & Zare, H. ...
  • Shaghoul, Y., & Mortazavi, S. R. (۲۰۱۱). Derrida and democracy. ...
  • Taherkhani, M., & Ghari Seyed Fatemi, S. M. (۲۰۲۳). Jacques ...
  • Webster, R., & Barani, A. (۱۹۹۴). Jacques Derrida and the ...
  • Wright, A., Middleton, S., Hibbert, P., & Brazil, V. (۲۰۱۸). ...
  • Yousefi, M. (۲۰۱۹). Deconstruction as a qualitative research method: A ...
  • Yousefi, M., Zarqami Hamrah, S., Ghaedi, Y., & Mahmoudnia, A. ...
  • Zendehbad, H., Falamaki, M. M., Rashidian, A., & Azizi, Sh. ...
  • نمایش کامل مراجع