بررسی نظریه مردم سالاری دینی و فرق آن با دموکراسی غربی از دیدگاه اندیشمندان معاصر
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 203
فایل این مقاله در 21 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CTSTE01_0423
تاریخ نمایه سازی: 22 تیر 1404
چکیده مقاله:
تردیدی نیست که بقای صلح، امنیت، آرامش و رعایت حقوق انسان ها وابسته به تشکیل حکومت است. سوال اساسی که در این جا مطرح می شود این است که نقش مردم در این حکومت چیست؟ آیا مردم حق و اختیاری نظر رای دهی در مسائل حکومت خود را دارند؟ چیزی که در اکثر حکومت های دنیادیده می شود این است که سردمداران حکومت ها شعار مردم داری می دهند درحالی که در عمل مردم حق نظر و رای دهی ندارند. حال با ظهور حکومت اسلام و همچنین انقلاب اسلامی ایران این رویای مردمی بودن که اصطلاحا به آن مردم سالاری می گویند به حقیقت پوسته و این مردم هستند که توانستند بر امور خود تصمیم بگیرند. چرا که در نظر اسلام این مردم هستند که با رای و نظر خود به حکومت مشروعیت می بخشند. حال در مقابل نظریه مردم سالاری اسلام نظریه دموکراسی غربی وجود دارد. پرسشی که در این جا هم برای جامعه نخبگانی و عموم مردم مطرح است این است که نقش مردم در حکومت و فرق مردم سالاری اسلامی با دموکراسی غربی چیست؟ به خاطر همین شایسته است پژوهشی در این باب صورت بگیرد جواب این مسئله داده شود. شایان ذکر هست که روش ما در این پژوهش کتابخانه ای بوده، همچنین نقشه راهی که ما در این پژوهش داریم به این صورت هست که با استفاده از بیانات اندیشمندان اسلامی نظریه مردم سالاری و دموکراسی را توضیح داده، و بعد چگونگی نقش مردم در حکومت و فرق مردم سالاری دینی را با دموکراسی غربی را بیان کنیم. حال نتیجه آن شد که مردم در چارچوب و اختیاراتی که اسلام داده می توانند حاکم و قوانین حکومت خود را تعیین بکنند و فرق اساسی و اصلی مردم سالاری دینی و دموکراسی غربی هم در این جاست که نظریه مردمی بودن غرب شعاری بیش نیست و اگر هم باشد بر اساس خواسته های نفسانی مردم است نه بر اساس شریعت الهی.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
کاظم گرامی
سطح۱حوزه علمیه مرند، طالبیه تبریز