نقش دوسوتوانی سازمانی در ارتقای عملکرد بانک ها

سال انتشار: 1402
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 94

فایل این مقاله در 22 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

HUMAN07_850

تاریخ نمایه سازی: 19 تیر 1404

چکیده مقاله:

در محیط پرتلاطم و پیچیده کسب وکارهای امروزی، به ویژه در صنایع خدماتی نظیر بانکداری، توانایی سازمان در انطباق با تغییرات سریع بازار و هم زمان حفظ بهره وری در عملیات جاری، اهمیت دوچندانی یافته است. مفهوم «دوسوتوانی سازمانی» (Organizational Ambidexterity) دقیقا به همین توانایی اشاره دارد؛ یعنی قابلیت سازمان برای انجام هم زمان دو فعالیت گاه متضاد: بهره برداری از ظرفیت ها و منابع موجود (Exploitation) و اکتشاف فرصت های نوین (Exploration). بانک ها به عنوان یکی از مهم ترین نهادهای اقتصادی، برای بقاء و رشد خود نیازمند توسعه این توانایی هستند تا بتوانند در کنار ارتقاء کارایی عملیاتی، به نوآوری در خدمات، فرآیندها و پاسخ گویی سریع به نیازهای متغیر مشتریان نیز دست یابند. دوسوتوانی سازمانی در بانک ها می تواند به صورت عینی در دو بعد اصلی عملیاتی شود؛ نخست، از طریق بهره برداری کارآمد از منابع موجود که شامل بهینه سازی فرآیندها، کاهش هزینه ها و ارتقاء کیفیت خدمات جاری است؛ و دوم، با اکتشاف و نوآوری در خدمات مالی همچون توسعه بانکداری دیجیتال، ابزارهای نوین پرداخت، یا طراحی محصولات مالی متناسب با نیازهای جدید بازار. بانک هایی که توانسته اند تعادل موثری بین این دو بعد برقرار کنند، از انعطاف پذیری بالاتری در مواجهه با بحران ها و نیز پویایی بیشتری در رقابت های بازار برخوردار شده اند. از منظر استراتژیک، سازمان های دوسوتوان معمولا ساختارهای منعطف تری دارند، فرایندهای تصمیم گیری در آن ها بیشتر داده محور و مشارکتی است، و فرهنگ سازمانی آن ها پذیرای تغییر و یادگیری مداوم است. در صنعت بانکداری که با چالش هایی نظیر تحولات فناوری، رقابت فزاینده فین تک ها و تغییر رفتار مشتریان مواجه است، پیاده سازی مدل دوسوتوانی می تواند به عنوان یک مزیت رقابتی پایدار در نظر گرفته شود. بانک ها با استفاده از این رویکرد، قادر خواهند بود همزمان با پایبندی به مقررات سخت گیرانه، فضایی برای خلاقیت و نوآوری کارکنان خود ایجاد کنند. به طور کلی، ارتقاء عملکرد بانک ها در شرایط کنونی وابسته به آن است که سازمان ها به جای تکیه صرف بر بهینه سازی فرایندهای جاری یا تمرکز یک جانبه بر نوآوری، به یک مدل متوازن از دوسوتوانی دست یابند. این رویکرد به مدیران امکان می دهد تا منابع سازمانی را به گونه ای تخصیص دهند که هم اهداف کوتاه مدت و هم افق های بلندمدت را در بر گیرد. بر این اساس، توصیه می شود که بانک ها در طراحی استراتژی های سازمانی خود، ساختارهای یادگیرنده و انعطاف پذیر را تقویت کرده و فرهنگی مبتنی بر آزمون وخطا، یادگیری مستمر و نوآوری پایدار را نهادینه کنند.

نویسندگان

حسین اسماعیل زاده

کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی