ادبیات به مثابه آینه روان جمعی در عصر بحران هویت ایران و اروپا

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 183

فایل این مقاله در 15 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

HEPCONF07_056

تاریخ نمایه سازی: 17 تیر 1404

چکیده مقاله:

ادبیات همواره نقشی فراتر از بازنمایی زیبایی شناسانه ایفا کرده و به مثابه آیینه ای، روان جمعی و تحولات هویتی جوامع را به تصویر کشیده است. در عصر بحران هویت، چه در بستر مدرن شده ی اروپا و چه در ایران پس از مشروطه و دوران معاصر، ادبیات به یکی از مهم ترین ابزارهای شناسایی، تحلیل و حتی مقاومت در برابر فروپاشی های هویتی بدل شده است. این بحران، که ناشی از چالش های بنیادین مدرنیته، جهانی شدن، استعمار، جنگ ها و تحولات فرهنگی است، در آثار نویسندگان و شاعران جلوه هایی عمیق یافته است؛ از اضطراب و از خودبیگانگی گرفته تا جست وجوی معنا و تعلق. در ادبیات اروپا، بحران هویت به ویژه پس از جنگ جهانی اول و دوم، با نوعی خلا ارزشی و فروپاشی ایده آل های روشنگری همراه شد. نویسندگانی چون فرانتس کافکا، آلبر کامو، و ساموئل بکت با خلق جهان هایی پوچ، اضطراب آلود و گسسته، آینه ای از روان جمعی اروپا شدند که در برابر بی معنایی هستی و از دست رفتن چارچوب های سنتی، واکنش نشان می داد. به موازات آن، در ایران، نویسندگانی چون صادق هدایت، هوشنگ گلشیری و بعدها عباس معروفی، بحران هویت ایرانی را در تقابل سنت و تجدد، غرب زدگی و بی ریشگی، با زبانی نمادین و گاه تراژیک بیان کردند. ادبیات فارسی معاصر با عبور از قالب های کلاسیک، به سوی بیان درونیات و تعارضات وجودی انسان ایرانی گام برداشت. هدایت در بوف کور، با خلق فضایی تیره و سوررئالیستی، نوعی روان شناسی فردی-اجتماعی را پیش کشید که در آن، فرد نه در گذشته ریشه دارد و نه به آینده امید. چنین نگاهی، پژواکی از روان جمعی جامعه ای است که میان گذشته ی باشکوه و اکنون متلاطم، معلق مانده است. این امر، در آثار شعرای معاصر نیز دیده می شود؛ از فروغ فرخزاد تا شاملو، که با زبانی فردی، دردهای اجتماعی را بازتاب داده اند.

نویسندگان

پرستو پرژک

گروه علوم انسانی، زبان و ادبیات و فارسی، دانشگاه ملی مهارت (NUS)، کرمانشاه، ایران