بررسی تدلیس از منظر مذاهب خمسه، فقه امامیه و حقوق ایران

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 127

فایل این مقاله در 27 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ICHMB10_007

تاریخ نمایه سازی: 12 تیر 1404

چکیده مقاله:

واژه «تدلیس» در کنار الفاظ «تغییر»، «غرور» و «غش»، بار معنایی حقوقی یافته، و بیانگر رابطه ناگسستنی اخلاق و حقیقت و رعایت عدل و انصاف در فقه اسلامی است. فقیهان اسلامی به حرمت تدلیس تصریح کرده اند و در مباحث فقهی و حقوقی مصادیق آن از جمله تدلیس زن با آرایشگر (ماساژور)، چقن سرخوشان کردن صورت و استفاده از مکیاژ مصنوعی، غش خفی مانند آمیختن شیر با آب، و ازدواج زن با پوشانیدن عیب را به تفصیل بررسی کرده اند. اگرچه تدلیس حقد حکم حرمت را دارد، اما عقد صحیح باقدر و مشتری حق رد یا نگهداری کالا را بدون اینکه مصونحق دریافت ارث باشود، حقادود داشت. تدلیس می تواند از طریق کتمان عیب و یا از طریق کاری که ثمن را افزایش داده، دور چند عیب نباشد، تحقق یابد و مصداق بارز آن «تصریح» است که در حدی نباید آمده است. به طور کلی تدلیس، به اظهار صفت کمال و یا اخفاء صفت نقص باز می گردد و ثبقت آن در صورت اشتراط یا آنچه در معنای شرط است، حقادد باقد. تدلیس ممکن است دموراه با عیب باشد، یا به تنهایی صورت گیرد، مانند جایی که مقرر عقد فا د صفات کمال باشد. در وانقن مودنی ایوران به حوزه تدلیس در مقادیر ۴۳۸ تا ۴۴۰ در مبحث پنجم از مباحث مربوط به بیع کالا، به خیارات و احکام آن باز می گردد، آمده است. به تصریح حقیقت دانان لمرو تدلیس به جای بیع، دیگر رویدادها چقن بیمار را نیا در برمی گیرد.

نویسندگان

مجتبی حقیقی

کارشناس ارشد فقه و مبانی حقوق اسلامی، دانشگاه آزاد اسلامی، رامهرمز، ایران

محمود بیگدلی

دانشجوی دکترای فقه و مبانی حقوق اسلامی، دانشگاه آزاد اسلامی، رامهرمز، ایران