تفاوت های کیفی و کمی در برنامه ریزی مسکن ویژه افراد کم درآمد در کشورهای توسعه یافته اروپایی و آمریکای شمالی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 159

فایل این مقاله در 26 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

EBUCONF26_097

تاریخ نمایه سازی: 25 خرداد 1404

چکیده مقاله:

بخش مسکن، به عنوان یکی از حیاتی ترین بخش های هر جامعه، نقش مهمی در رفاه اقتصادی و اجتماعی شهروندان ایفا می کند . عملکرد موفق سیستم های مسکن، همگام با رشد و توسعه اقتصادی و اجتماعی یک کشور، منجر به ایجاد محیطی پایدار و مطلوب برای ساکنان می شود. تامین مسکن مناسب از نیازهای اولیه انسان به شمار می آید و می توان گفت نخستین توقع جوامع از دولت ها می باشدکه آنها می بایست اقداماتی را در راستای تامین مسکن طبقات کم درآمد انجام دهند. Whitehead & Scanlon, ۲۰۰۷.)تامین مسکن مناسب برای شهروندان به ویژه گروه کم درآمد یک چالش در کشورهای جهان برای دستیابی به توسعه پایدار محسوب می شود. مداخلات حکومت می بایست به نیازهای قشر آسیب پذیر و محروم که بسیار کم از خدمات بازار بهره ور می شوند توجه کند. از مهمترین راه هایی که به برآوردن نیاز مسکن فقرا کمک می کند، افزایش دسترسی آنان به مسکن می باشد. در این راستا لازم است گروه هدف به درستی شناخته شود. شناخت گروه هدف با توجه به شرایط اقتصادی- اجتماعی هر کشوری، نیازمند در نظر گرفتن معیارهای خاصی می باشد . عدم انتخاب صحیح این معیارها منجر به اختلالاتی در انتخاب اقشار نیازمند شده و چه بسا، اقشار متوسط و متوسط به بالا از سیاست های تامین مسکن کم درآمدها بهره بیشتری ببرند. در کشورهای توسعه یافته نیز به نسبت ثروتمند شدن این کشورها، بیشتر توجه سیاست های مسکن از حل کردن کمبود و بهبود کیفیت مسکن به مواجه با مسکن مقرون به صرفه و دسترسی به مسکن انتقال یافت. Priemus & Dieleman, ۲۰۰۲.در کشورهای توسعه یافته، گرچه نسبت به گذشته تمرکز سیاست هایمسکن از تامین کمبود به افزایش دسترسی به مسکن مقرون به صرفه، به ویژه برای اقشار کم درآمد، تغییر یافته است. اما کماکان چالش هایی چون قیمت بالا و کمبود عرضه وجود دارد. این مقاله به بررسی مقایسه ای طرح های انبوه سازی مسکن اجتماعی برای قشر کم درآمد در اروپا و آمریکای شمالی، با تمرکز بر تجربه های کشورهای آلمان، هلند و انگلستان، می پردازد. Scanlon et al., ۲۰۱۴)روش تحقیق پژوهش حاضر، کتابخانه ای و توصیفی است. نتایج نشان می دهد که به کارگیری گسترده تر مسکن اجتماعی در برخی کشورهای اروپایی توانسته ثبات نسبی در بازار مسکن ایجاد کند و روند افزایشی تقاضا را کنترل نماید.این مقاله طرح های انبوه سازی مسکن اجتماعی در کشورهای توسعه یافته را بررسی می کند.نیاز به مسکن و سرپناه از اساسی ترین نیازهای افراد یک جامعه است. با توجه به اینکه مسکن،گران قیمت ترین کالایی است که هر فرد در طول حیات خود خریداری می کند، بسیاری از افرادجامعه که در دهک های «پایین درآمدی» قرار دارند، برای تامین مسکن دچار مشکل هستند. بنابراین دولت موظف است جهت تامین مسکن اقشار کم درآمد اقدام نماید. هدف از این مطالعه بررسی تجربه ی کشورهای مختلف در زمینه ی تامین مسکن اجتماعی است. در این پژوهش از روش کتابخانه ای و توصیفی استفاده شده است.نتایج حاصل از این پژوهش نمایانگر این است که کشورهای اروپایی مانند آلمان، هلند و انگلستان با به کارگیری بیشتر مسکن اجتماعی توانسته اند در بازار مسکن ثبات برقرار کنند و افزایش روزافزون تقاضای مسکن را کنترل کرده و آن را مهار کنند.

نویسندگان

الهام دهقان مهرجردی

دکتری شهرسازی

زهرا میرعلایی

کارشناس ارشد برنامه ریزی شهری