بررسی پیامد های نمره محور بودن سیستم آموزشی بر دانش آموزان
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 203
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
MAECONFM01_2305
تاریخ نمایه سازی: 21 خرداد 1404
چکیده مقاله:
نظام آموزشی نمره محور، که در آن ارزیابی پیشرفت تحصیلی دانش آموزان عمدتا بر اساس نمرات کمی و سنجش های استانداردشده انجام می گیرد، یکی از رایج ترین رویکردها در بسیاری از کشورهای جهان، به ویژه ایران، است. این رویکرد در چند دهه اخیر سیطره قابل توجهی بر ساختار آموزش رسمی یافته و تاثیرات متعددی بر جنبه های فردی، روان شناختی، اجتماعی و تحصیلی دانش آموزان از خود بر جای گذاشته است. در چنین سیستمی، موفقیت دانش آموز عمدتا با دریافت نمرات بالا، کسب رتبه های برتر، و قبولی در آزمون های حساس تعریف می شود. اگرچه نمره دهی به عنوان معیاری عینی برای سنجش پیشرفت و ایجاد رقابت مطرح شده است، اما پیامدهای آن در سطوح مختلف قابل تامل است.مطالعات متعدد نشان داده اند که غلبه رویکرد نمره محوری موجب شکل گیری رویکرد «برون انگیخته» به یادگیری (extrinsic motivation) در میان دانش آموزان می شود؛ بدین معنا که هدف فراگیران از حضور در مدرسه و مطالعه، بیشتر بر کسب نمره و جلب رضایت معلمان و والدین متمرکز بوده و انگیزه درونی یادگیری، کنجکاوی و تفکر انتقادی تضعیف می گردد. از سوی دیگر، فشارهای روانی ناشی از اضطراب امتحان و رقابت های ناسالم، سطح سلامتی روانی و رضایت مندی دانش آموزان را کاهش داده و زمینه ساز افزایش اختلالات رفتاری نظیر سرخوردگی، انزواگرایی و خودپنداره منفی (negative self-concept) می شود.افزون بر آن، نظام نمره محور با کاهش فرصت تجربه ی یادگیری های عمیق، خلاقیت، مهارت حل مسئله و همکاری جمعی، دانش آموزان را به سمت یادگیری سطحی و حفظیات سوق می دهد. از منظر عدالت آموزشی، سیستم مبتنی بر نمره، اغلب دانش آموزانی را که از امکانات آموزشی یا حمایت های بیرونی برخوردار نیستند، در معرض آسیب مضاعف قرار می دهد و به جای حمایت از رشد همه جانبه توانمندی ها، به تقویت شکاف های اجتماعی-اقتصادی میان دانش آموزان منجر می شود.پیامدهای اجتماعی چنین ساختاری در بلندمدت نیز بروز می یابد؛ فرهنگ مقایسه و رقابت ناسالم، کاهش روحیه همدلی و همکاری، ارزش گذاری بیش از حد به نتیجه گرایی و تضعیف اصالت فرآیند یادگیری، از پیامدهای گسترده این رویکرد به شمار می روند. همچنین تداوم این وضعیت می تواند منجر به خدشه دار شدن اعتماد به نفس دانش آموزان با استعدادهای گوناگون و بی انگیزگی نسبت به آموزش رسمی گردد.در نهایت، بررسی مبانی نظری و یافته های پژوهشی، ضرورت بازاندیشی جدی در ساختارهای ارزشیابی و حرکت به سوی رویکردهای کیفی، فرآیندمحور و حمایت گرانه در نظام آموزشی را برجسته می سازد تا ضمن حفظ انگیزه های تحصیلی، سلامت روان و شکوفایی همه جانبه دانش آموزان مورد توجه قرار گیرد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان