مرور چالش ها و پتانسیل های کاربست یادگیری خودراهبر در برنامه های درسی آموزش ابتدایی

سال انتشار: 1403
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 118

فایل این مقاله در 13 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

PJLCONFE01_3189

تاریخ نمایه سازی: 21 خرداد 1404

چکیده مقاله:

هدف این مقاله مروری، واکاوی و تبیین چالش ها و پتانسیل های مرتبط با کاربست یادگیری خودراهبر در ساختار برنامه های درسی دوره آموزش ابتدایی است. در دنیای پیچیده امروز، پرورش دانش آموزانی که بتوانند فرآیند یادگیری خود را مدیریت، نظارت و ارزیابی کنند، به یک ضرورت انکارناپذیر تبدیل شده است. یادگیری خودراهبر، به عنوان یک فرآیند فعال و سازنده که در آن یادگیرندگان اهداف یادگیری خود را تعیین کرده و برای رسیدن به آن ها تلاش می کنند، نقشی حیاتی در تحقق این هدف ایفا می کند. دوره ابتدایی به دلیل آنکه سنگ بنای شکل گیری عادات و نگرش های تحصیلی است، بستری حساس و تعیین کننده برای نهادینه سازی این مهارت کلیدی محسوب می شود. با این حال، گذار از رویکردهای سنتی مبتنی بر آموزش مستقیم به سمت مدل های یادگیری خودراهبر با موانع و فرصت های متعددی همراه است. این پژوهش با استفاده از یک رویکرد توصیفی-تحلیلی و با مرور نظام مند منابع کتابخانه ای، به بررسی عمیق این موضوع می پردازد. یافته های حاصل از تحلیل منابع نشان می دهد که پتانسیل های اصلی کاربست یادگیری خودراهبر شامل افزایش انگیزش درونی، بهبود پیشرفت تحصیلی، پرورش مهارت های حل مسئله، تقویت حس مسئولیت پذیری و آماده سازی دانش آموزان برای یادگیری مادام العمر است. از سوی دیگر، چالش های عمده ای نیز در این مسیر وجود دارد که می توان آن ها را در چند حوزه طبقه بندی کرد: چالش های مرتبط با تکالیف درسی سنتی که اغلب به جای تقویت استقلال، موجب تکلیف گریزی و استرس تحصیلی می شوند؛ چالش های مربوط به عدم آمادگی آموزگاران برای ایفای نقش تسهیل گر و راهنما؛ محدودیت های موجود در برنامه های درسی فعلی که عمدتا بر انتقال محتوا متمرکز هستند؛ دشواری های مربوط به ارزشیابی از مهارت های فرآیندمحور خودراهبری؛ و چالش های ناشی از نقش والدین که گاهی با نظارت بیش از حد، مانع از شکل گیری استقلال در فرزندان خود می شوند. نتایج این مرور نشان می دهد که برای بهره برداری از پتانسیل های یادگیری خودراهبر، بازنگری در فلسفه و طراحی تکالیف درسی، سرمایه گذاری در آموزش های ضمن خدمت آموزگاران، انعطاف پذیر ساختن برنامه های درسی و توسعه ابزارهای نوین ارزشیابی امری ضروری است. این تحول نیازمند یک تغییر نگرش جامع در تمامی ارکان نظام آموزشی از سطح کلان سیاست گذاری تا سطح خرد کلاس درس است.

کلیدواژه ها:

نویسندگان

فرزاد ارشک

آموزگار ابتدایی اداره آموزش پرورش منطقه دیشموک

مجاهد پریدار

آموزگار ابتدایی اداره آموزش پرورش منطقه دیشموک