خوانش فمینیستی اشعار عاشقانه مینا اسدی
محل انتشار: مجله تحلیل گفتمان ادبی، دوره: 2، شماره: 3
سال انتشار: 1403
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 67
نسخه کامل این مقاله ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_LDA-2-3_003
تاریخ نمایه سازی: 17 خرداد 1404
چکیده مقاله:
هدف پژوهش حاضر بررسی مولفههای فمینیستی در اشعار عاشقانه مینا اسدی است. روش پژوهش، تحلیل محتواست. جامعه آماری پژوهش شامل کتابهای شعر مینا اسدی است. اشعار عاشقانه او در آثار «از میان گمشدهها»، «بیعشق، بینگاه»، «از عشق چیزی با جهان نمانده است»، «دریا پشت تردیدهای توست»، «چه کسی سنگ میاندازد»، «من به انگشتر میگویم بند» و «میخواهم به شانه تو بازآیم» وجود داشت. مولفههای خوانش فمینیستی شامل تصاویر ارائه شده از بدن زن در متن، زبان زنانه، روان زن و رابطه آن با فرایند نگارش و فرهنگ مورد بررسی قرار گرفت. یافتهها نشان داد که بیشترین میزان اهمیت مربوط به مولفه زبان زنانه و فرهنگ است. در بیشتر اشعار شاهد نگاه فرودستی به زن هستیم. نقش سنتیای که از زن در متون مختلف شاهد هستیم و ریشه در فرهنگ زنستیز دارد شامل تصویر زن لکاته، زن فروشنده و زن رقاصه است. در برخی اشعار اسدی، زن تبدیل به شیءای اروتیک شده است و در سیطره نظام مردسالار حضور دارد. گمگشتگی زن، تلاش برای یافتن خودش و پیوند او با طبیعت در برخی اشعار اهمیت یافته است. روان زن او را به طبیعت نزدیک میکند برخلاف روان مرد. زیرا روان زن به طبیعت نزدیکتر است. آنجا که اسدی از بدن زن سخن میگوید گویی هویت زن و من وجودی او در کنار یک عشق و یک مرد معنا مییابد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
زهرا سادات طاهری قلعه نو
استادمدعو دانشگاه صنعتی شریف