تحلیل نقش مولفه های روان شناختی خودتنظیمی، کنترل هیجانات و نگرش مثبت در پیش بینی شدت درد مزمن (کمردرد و سردرد) در زنان مبتلا به دردهای مزمن در شهرستان سیرجان
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 125
فایل این مقاله در 8 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CEPLC02_137
تاریخ نمایه سازی: 16 خرداد 1404
چکیده مقاله:
دردهای مزمن به ویژه کمردرد و سردرد، از جمله شایع ترین مشکلات جسمی در میان زنان به شمار می روند که اغلب با کیفیت زندگی پایین تر، ناتوانی های عملکردی و اختلالات روان شناختی همراه هستند. علیرغم تلاش های متعدد در زمینه درمان های دارویی و غیردارویی، بسیاری از این روش ها اثرات محدود یا ناپایداری داشته اند و درد مزمن همچنان به عنوان مسئله ای جدی برای سلامت فردی و اجتماعی زنان باقی مانده است. در همین راستا، هدف پژوهش حاضر تحلیل نقش مولفه های روان شناختی خودتنظیمی، کنترل هیجانات و نگرش مثبت در پیش بینی شدت درد مزمن (کمردرد و سردرد) در زنان مبتلا به دردهای مزمن در شهرستان سیرجان در سال ۱۴۰۳ بود. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ روش شناسی، توصیفی- همبستگی است. جامعه آماری شامل کلیه زنان مبتلا به درد مزمن مراجعه کننده به مراکز درمانی این شهرستان بود. از میان آن ها، ۷۸ نفر با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه درد مزمن ون کورف و همکاران (۱۹۹۲)، پرسشنامه خودتنظیمی مارس (۱۹۸۹)، پرسشنامه کنترل هیجانات راجر و نجاریان (۱۹۸۹)، و پرسشنامه مثبت نگری اینگرام و ویسنیکی (۱۹۹۸) استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه ۲۶ و آزمون های آماری همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه انجام گرفت. نتایج نشان داد بین خودتنظیمی، کنترل هیجانات و مثبت نگری با شدت درد مزمن رابطه منفی و معنادار وجود دارد(p<۰.۰۰۱) . همچنین، رابطه چندگانه ای بین سه متغیر مذکور و سطح درد تجربه شده توسط زنان مشاهده شد که از نقش پیش بین روان شناختی این عوامل حکایت دارد. یافته ها حاکی از آن است زنانی که از مهارت های خودتنظیمی بالاتری برخوردارند، توانایی بیشتری در مدیریت هیجانات منفی و افزایش تجربه هیجانات مثبت دارند که به کاهش درک ذهنی از درد منجر می شود. به ویژه ارزیابی مجدد شناختی به عنوان یکی از راهبردهای تنظیم هیجان، ارتباط مثبتی با کاهش تجربه درد و افزایش تاب آوری در برابر آن دارد. در مقابل، راهبردهایی نظیر سرکوب هیجانی با افزایش شدت درد مرتبط هستند. در مجموع، این مطالعه بر اهمیت رویکردهای روان شناختی در درک و مدیریت درد مزمن تاکید می کند و پیشنهاد
نویسندگان
مریم فرامرزپور
کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی، واحد سیرجان، دانشگاه آزاد اسلامی، سیرجان، ایران
پریسا حدادیان
کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی، واحد سیرجان، دانشگاه آزاد اسلامی، سیرجان، ایران
محدثه حبیبی فتح آبادی
کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی، واحد سیرجان، دانشگاه آزاد اسلامی، سیرجان، ایران