تاثیر نجبا و اشراف پارسی بر اوضاع سیاسی هخامنشیان تا عصر پادشاهی داریوش دوم
محل انتشار: دو فصلنامه مطالعات ایران کهن، دوره: 4، شماره: 2
سال انتشار: 1403
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 127
فایل این مقاله در 44 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_HSTR-4-2_005
تاریخ نمایه سازی: 13 خرداد 1404
چکیده مقاله:
سلسله هخامنشیان یکی از بزرگترین حکومت های دوران باستان بود که مبتنی بر نظام پادشاهی و با محوریت پادشاه مدیریت می شد. این سلسله با وجود پادشاهانی مقتدر نظیر کوروش و داریوش، تحت تاثیر عواملی بود که نقشی تعیین کننده در امور مختلف از جمله امور سیاسی داشتند. یکی از این متغیرها، طبقه اشراف یا همان نجبا و نژادگان بودند که پژوهش حاضر نیز به دنبال بررسی نقش این طبقه در تحولات سیاسی حکومت هخامنشیان و تاثیرآنان تا پایان حکومت داریوش دوم است. به این منظور، جستار حاضر با استفاده از روش کتابخانه ای و استفاده از رویکرد توصیفی-تحلیلی مبتنی بر منابع دسته اول و پژوهش های جدید، به دنبال پاسخگویی به این پرسش و شناخت هرچه بیشتر این طبقه در آن دوران است. نتایج حاصل نشان می دهد که: بزرگان پارسی در حوزه سیاسی نقشی چشم گیر و تعیین کننده داشتند. آن ها از ابتدای شکل گیری این سلسله در امور مختلف سیاسی و حکومتی حضوری تعیین کننده داشتند؛ اموری مانند تعیین پادشاه و جانشین او،سرنگونی آنان، حضور در شوراها و حتی قیام ها علیه قدرت مرکزی. آنان با حمایت از افراد خاندان هخامنشی، نفوذ و تاثیرگذاری ویژه ای در دوران حاکمان مختلف این سلسله داشتند؛ به گونه ای که کودتای داریوش اول، بدون حمایت و حضور هفت تن از اشراف امکان پذیر نبود. هرچند که در مقاطعی حاکمانی نظیر کمبوجیه به دنبال کاهش نفوذ و اثرگذاری آن ها بودند اما با مقاومت و مقابله نجبا مواجه شدند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
مونا محسنی مقدم
گروه تاریخ. دانشکده ادبیات و علوم انسانی. دانشگاه شهید باهنر کرمان