اثر بخشی طرحواره درمانی بر طرحواره های ناسازگار اولیه ، انعطاف پذیری شناختی و نشخوار فکری در بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر در اهواز

سال انتشار: 1403
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 344

فایل این مقاله در 21 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

RAVAN07_1821

تاریخ نمایه سازی: 11 خرداد 1404

چکیده مقاله:

تفاوت های بنیادین طرحواره درمانی با سایر روش های درمانی اضطرابطرحواره درمانی، برخلاف رویکردهای صرفا نشانه محور، نگاهی ژرف تر و گسترده تر به ریشه های اضطراب و نگرانی دارد. در حالی که سایر روش ها ممکن است بر مدیریت علائم تمرکز کنند، طرحواره درمانی به دنبال اصلاح الگوهای فکری و رفتاری ناسازگاری است که منجر به تجربه این احساسات ناخوشایند می شوند. این تفاوت اساسی، در هسته خود، به مفهوم طرحواره ها، باورهای اساسی و پایدار در مورد خود، دیگران و جهان، که در دوران کودکی شکل می گیرند، باز می گردد.متفاوت با سایر رویکردهای درمانی که ممکن است بر تکنیک های کوتاه مدت و علاجی متمرکز باشند، طرحواره درمانی به دنبال تغییر ساختارهای بنیادین و الگوهای تفکر است. این فرایند، با کاوش در تجربیات اولیه و تاثیر آنها بر ساختار روانی مراجع، تلاش می کند تا ریشه های اضطراب و نگرانی را کشف کند.یکی از تفاوت های بارز، تمرکز بر «طرحواره ها» به عنوان حلقه های اتصال بین تجربیات گذشته و رفتارهای فعلی است. سایر روش ها ممکن است به صورت سطحی تر به علائم واکنش نشان دهند، بدون اینکه به بررسی ریشه های عمیق و پنهان آن ها بپردازند. در طرحواره درمانی، آگاهی از چگونگی شکل گیری و فعال سازی این طرحواره ها در موقعیت های مختلف، نقش کلیدی در درک و مدیریت احساسات و رفتارهای مرتبط با اضطراب و نگرانی ایفا می کند.علاوه بر این، طرحواره درمانی به صورت نظام مند و ساختاریافته به بررسی روابط بین فردی می پردازد. در بسیاری از موارد، الگوهای تعاملی و ارتباطی ناسازگار، زمینه ساز اضطراب و نگرانی هستند. در این رویکرد، مراجعان، با کمک درمانگر، به کشف و تغییر الگوهای رفتاری خود در تعاملات بین فردی می پردازند. این امر، به ارتقا مهارت های ارتباطی و ایجاد روابط سالم تر، کمک شایانی می کند و از این طریق، مقاومت و توانایی مراجع در برابر استرس و فشارهای زندگی را افزایش می دهد.

نویسندگان

سامان کروشاوی

دانشجوی کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی

فریبا حافظی

دکترای تخصصی روانشناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز