«نفس» در فرهنگ اسلامی و جایگاه آن در مصباح الهدایه و مفتاح الکفایه عزالدین محمود کاشانی
محل انتشار: اولین همایش بین المللی معلمان برتر
سال انتشار: 1403
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 137
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
MISCONF01_3722
تاریخ نمایه سازی: 4 خرداد 1404
چکیده مقاله:
نفس آدمی مخلوق پیچیده ای است و به همین دلیل تعاریف مختلفی از نفس در دست است. حکما نفس را نفحه ای می دانند که باعث ادامه ی حیات جسم می شود و برخی فلاسفه سرشت آن را مادی و برخی دیگر غیر مادی می دانستند؛ ارسطو در این میان نفس را کمال اول جسم می خواند و جایگاهی ممتاز برای آن قائل می شود. فلاسفه ی اسلامی نیز به روحانیت نفس اشاره کرده اند اگرچه برخی متکلمین آن را تنها جسمی لطیف می خواندند اما از دیدگاه دینی، نفس، نفحه ای الهی است که انسان نیز به دلیل دارا بودن همین نفس، اشرف مخلوقات است. در کلام الله مجید، خداوند به نفس سوگند خورده است و از نفس اماره، لوامه، مطمئنه و... یاد می کند. همچنانکه می دانیم نفس با روح و جان تفاوت بسیاری دارد؛ به عنوان مثال نفس در حرکت خود متکی به جسم است اما روح، ماهیتی کاملا مجرد دارد و در تفاوت نفس با روح به همین بسنده می کنیم که خداوند متعال در قرآن مجید از کلمه ی روح استفاده کرده است و نه نفس! همچنین در تفاوت نفس با جسم، همین بس که نفس تغییر ناپذیر است اما جسم تغییر می کند، گاه بر بدن ما چیزی اضافه می شود و گاه کم می شود و پیوسته در تحول است اما نفس اینگونه نیست. در مصباح الهدایه، عزالدین محمود کاشانی برای نفس دو معنی در نظر می گیرد اما اذعان می کند که آنچه در عرفان مد نظر است مراد از نفس همان نفس ناطقه ی آدمی است و همین نفس است که بد و نیک اعمال به آن الهام می شود سپس عزالدین صفات نفس را برمی شمارد و معرفت و شناخت نفس را ارزشمندترین معرفت پس از شناخت الهی می داند.
نویسندگان
فاطمه نوری احمدآبادی
آموزش و پرورش