از دلبستگی تا درمان: مروری بر اختلال اضطراب جدایی در کودکان و راهکارهای مداخله ای
محل انتشار: دومین کنفرانس بین المللی پداگوژی و اسپرانتولوژی زمستان ۱۴۰۳ «آموزش پژوهی و اسپرانتوپژوهی»
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 138
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
SPERO02_102
تاریخ نمایه سازی: 30 اردیبهشت 1404
چکیده مقاله:
اختلال اضطراب جدایی یکی از شایع ترین اختلالات اضطرابی در کودکان است که با پریشانی شدید هنگام جدایی از مراقبان اصلی و ترس مداوم از وقایع ناگوار مرتبط با جدایی مشخص می شود. این اختلال در صورت عدم درمان می تواند تاثیرات منفی بر عملکرد تحصیلی، اجتماعی و هیجانی کودک بگذارد. پژوهش ها نشان می دهند که عوامل متعددی از جمله دلبستگی ناایمن، شیوه های فرزندپروری نامناسب (مانند حمایت افراطی یا کنترل بیش ازحد)، و عوامل محیطی (مانند استرس های زندگی) در شکل گیری و تداوم این اختلال نقش دارند. نظریه دلبستگی بالبی بر اهمیت رابطه ایمن کودک-والد به عنوان پایه ای برای کاهش اضطراب تاکید می کند. درمان این اختلال نیازمند رویکردهای چندبعدی است که شامل درمان های شناختی-رفتاری ، بازی درمانی، و مداخلات مبتنی بر دلبستگی می شود. بازی درمانی شناختی-رفتاری برای کودکان خردسال موثر است، زیرا از طریق فعالیت های بازی محور، مهارت های مقابله ای را آموزش می دهد. همچنین، آموزش مدیریت والدین به والدین کمک می کند تا با تقویت رفتارهای مستقلانه و کاهش رفتارهای وابسته ساز، اضطراب کودک را کاهش دهند. مطالعات نشان می دهند که ترکیب این روش ها با حمایت مدرسه محور و پیشگیری زودهنگام می تواند نتایج درمانی را بهبود بخشد. این مقاله مروری با بررسی نظام مند پژوهش های موجود، به ویژه مطالعاتی که بر رابطه دلبستگی و اضطراب جدایی تمرکز دارند، نشان می دهد که مداخلات جامع، شامل درمان کودک، آموزش والدین و اصلاح محیط، بهترین نتایج را در کاهش علائم اضطراب جدایی دارند. یافته ها بر ضرورت توجه به برنامه های پیشگیرانه و مداخلات زودهنگام برای جلوگیری از تداوم اختلال تا نوجوانی و بزرگسالی تاکید می کنند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
فاطمه خالقی آرا
فرهنگی شاغل در آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران