بررسی روان شناختی آموزش مبتنی بر حل مسائل واقعی در تقویت حس مسئولیت اجتماعی
محل انتشار: دومین کنفرانس بین المللی حقوق، مدیریت، علوم تربیتی، روانشناسی و مدیریت برنامه ریزی آموزشی
سال انتشار: 1403
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 124
فایل این مقاله در 19 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
EMACO02_1107
تاریخ نمایه سازی: 23 اردیبهشت 1404
چکیده مقاله:
آموزش مبتنی بر حل مسائل واقعی (Problem-Based Learning - PBL) رویکردی آموزشی است که دانش آموزان را با مسائل واقعی و پیچیده دنیای واقعی مواجه می کند تا از طریق تحلیل، همکاری و ارائه راه حل، مهارت های حل مسئله، تفکر انتقادی و مسئولیت پذیری را پرورش دهند. این پژوهش از منظر روان شناختی به بررسی تاثیر این رویکرد بر تقویت حس مسئولیت اجتماعی در دانش آموزان می پردازد. حس مسئولیت اجتماعی، که شامل تعهد به بهبود جامعه، همدلی با دیگران و اقدام برای عدالت اجتماعی است، یکی از مولفه های کلیدی شهروندی فعال در جوامع مدرن محسوب می شود. هدف اصلی این مطالعه، شناسایی مکانیزم های روان شناختی، مانند انگیزه درونی، خودکارآمدی و هویت اجتماعی، است که از طریق آموزش مبتنی بر حل مسائل واقعی حس مسئولیت اجتماعی را تقویت می کنند. روش پژوهش مبتنی بر تحلیل کیفی است که از بررسی اسناد، مطالعات پیشین و تجارب موفق جهانی و بومی بهره می گیرد. یافته های این پژوهش نشان می دهند که آموزش مبتنی بر حل مسائل واقعی با ایجاد فرصت های یادگیری تجربی، تقویت خودکارآمدی، ترویج همکاری گروهی و پرورش همدلی، حس مسئولیت اجتماعی را به طور قابل توجهی افزایش می دهد. برای مثال، پروژه هایی که دانش آموزان را به تحلیل مسائل اجتماعی، مانند فقر یا آلودگی محیط زیست، ترغیب می کنند، نه تنها مهارت های حل مسئله را بهبود می بخشند، بلکه تعهد آن ها به اقدام اجتماعی را تقویت می کنند. استفاده متعادل از فناوری های دیجیتال، مانند شبیه سازی های مجازی و پلتفرم های همکاری آنلاین، می تواند این فرآیند را تسهیل کند. در ایران، نظام آموزشی با چالش هایی نظیر روش های تدریس سنتی، کمبود منابع مالی و زیرساختی، و تمرکز بیش ازحد بر آزمون های استاندارد مواجه است که مانع از پیاده سازی گسترده این رویکرد می شوند. این مطالعه این موانع را تحلیل کرده و راهکارهایی برای غلبه بر آن ها ارائه می دهد، از جمله بازطراحی برنامه های درسی، آموزش حرفه ای معلمان، و توسعه زیرساخت های دیجیتال. نتایج این پژوهش می تواند به سیاست گذاران، مربیان و روان شناسان آموزشی کمک کند تا با بهره گیری از آموزش مبتنی بر حل مسائل واقعی، نظام آموزشی را به محیطی تبدیل کنند که دانش آموزان را به شهروندانی مسئول، همدل و متعهد به جامعه آماده سازد. این تحول نه تنها کیفیت آموزش را بهبود می بخشد، بلکه به دانش آموزان امکان می دهد تا در مواجهه با چالش های اجتماعی، مانند نابرابری و مسائل زیست محیطی، راه حل های خلاقانه و عادلانه ارائه دهند. این پژوهش همچنین بر ضرورت همکاری بین روان شناسان، مربیان و سیاست گذاران برای ایجاد اکوسیستم آموزشی پویا و مسئول تاکید دارد. در نهایت، این مطالعه پیشنهاد می کند که با سرمایه گذاری در رویکردهای آموزشی نوآورانه، ایران می تواند حس مسئولیت اجتماعی را در نسل جوان تقویت کند و به توسعه جامعه ای عادلانه تر و پایدارتر کمک کند.
کلیدواژه ها:
آموزش مبتنی بر حل مسائل واقعی ، حس مسئولیت اجتماعی ، روان شناسی آموزشی ، یادگیری تجربی ، خودکارآمدی ، شهروندی فعال
نویسندگان