آموزش زمینه های قابل نقد نظریه پایان تاریخ بر مبنای انسان شناسی اسلامی

سال انتشار: 1402
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 106

متن کامل این مقاله منتشر نشده است و فقط به صورت چکیده یا چکیده مبسوط در پایگاه موجود می باشد.
توضیح: معمولا کلیه مقالاتی که کمتر از ۵ صفحه باشند در پایگاه سیویلیکا اصل مقاله (فول تکست) محسوب نمی شوند و فقط کاربران عضو بدون کسر اعتبار می توانند فایل آنها را دریافت نمایند.

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

PKCTW01_294

تاریخ نمایه سازی: 18 اردیبهشت 1404

چکیده مقاله:

تاریخ زیست بشر، به ویژه در تبیون اخیر، نمایانگر منازعات ایدئولوژیک مکاتب فکری بر سر ارائه الگویی برای حکمرانی و نیل آحاد جامعه به سعادت بوده است. فلو کوجایانا بر اساس فلسفه تاریخ هگل و خوانش کوزر از نوشتار (ارباب و بنده) و فروپاشی شوروی، این دیدگاه را مطرح کرد که جهان در نهایت شاهد سیطره لیبرال دموکراسی به عنوان آینده برتر حکومت خواهد بود. آشکارشدن تضاد دولت های لیبرال دموکرات، صاحب نظران، نقدهای جدی را به این نظریه وارد دانست. در پژوهش حاضر با روش گفت شناسی تطبیقی، نظریه پایان تاریخ و غلبه لیبرال دموکراسی از منظر انسان شناسی اسلامی مورد بررسی قرار می گیرد. حاصل آن که نمی توان لیبرال دموکراسی را آینده برگزیده ای برای سعادتمندی جوامع بشری به شمار آورد؛ زیرا هسته اصلی نظریه بر محوریت انسان و آزادی همه جانبه اوست، درحالی که بنیاد صحیحی نسبت به ماهیت انسان و عمده مشکلات جوامع عصر حاضر نداشته و موضوع تربیت صحیح و سعادت انسان و رهایی او از بن بست های موجود را مغفول گذاشته است. از منظر انسان شناسی اسلامی، حاکمیت امام معصوم است که در این مدل حکومت، نهایت رشد و کمال انسان محقق خواهد شد و این برترین پایایی است که جهان خواهد داشت.

نویسندگان

رحیم امرایی

استادیار معارف و تربیت اسلامی، دانشگاه فرهنگیان، کرمانشاه

لیلا عبدی

دانشجوی کارشناسی ارشد دانشکده علوم و معارف قرآن کریم، دانشگاه فرهنگیان، کرمانشاه