بررسی تطبیقی گفتمان شعری حافظ و نالی با تاکید بر مفاهیم قدرت، جامعه و فرهنگ
سال انتشار: 1403
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 238
فایل این مقاله در 17 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
AZTCONF04_072
تاریخ نمایه سازی: 11 اردیبهشت 1404
چکیده مقاله:
پژوهش حاضر با هدف تحلیل تطبیقی گفتمان در اشعار دو شاعر برجسته، حافظ شیرازی از ادب فارسی و نالی از ادب کردی، انجام گرفته است. گفتمان به عنوان مفهومی پیچیده و چندلایه در مطالعات زبان شناسی، جامعه شناسی، فلسفه و ادبیات، بازتاب دهنده نظام های قدرت، ساختارهای اجتماعی و باورهای فرهنگی است. در این راستا، اشعار حافظ و نالی نیز به مثابه متونی گفتمانی، از شرایط اجتماعی، سیاسی و تاریخی زمانه خود متاثر بوده و از منظر زبان شناختی و معنایی، ظرفیت بالایی برای تحلیل دارند. در این پژوهش، با رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی و هرمنوتیک تاویلی، تلاش شده است تا عناصر سازنده گفتمان در شعر این دو شاعر شناسایی و مقایسه شوند. از منظر نظری، چارچوب فکری میشل فوکو در باب گفتمان و پیوند آن با قدرت، نظریه بینامتنی رولان بارت، و الگوی تحلیلی نورمن فرکلاف در تحلیل انتقادی گفتمان به عنوان زیربنای نظری پژوهش انتخاب شده است. تحلیل صورت گرفته نشان می دهد که شعر حافظ نه تنها عرصه ای برای بیان عشق و عرفان، بلکه بستری برای انتقاد اجتماعی، طنز سیاسی، و مبارزه با نهادهای دینی متظاهر بوده است. حافظ با بهره گیری از زبان ایهامی، استعاره های چندلایه، و واژگان کلیدی نظیر «رند»، «واعظ»، «صوفی»، و «میخانه»، گفتمانی چندوجهی خلق می کند که قدرت را در لایه های زبانی به چالش می کشد. در سوی دیگر، نالی به عنوان شاعر کلاسیک کرد که در قرن سیزدهم هجری می زیسته، در اشعار خود فضای عاشقانه، طبیعت گرایانه و عرفانی را با ستایش از حاکمان وقت در هم آمیخته و نوعی گفتمان وابسته به دربار را ترسیم کرده است. با وجود این وابستگی، نالی نیز از ظرفیت های زبان برای انتقال معانی ضمنی بهره برده و در اشعار خود از موتیف هایی چون «زلف»، «خال»، «عشق»، و «ابرو» برای بیان مفاهیم عمیق انسانی، فلسفی و عاطفی استفاده کرده است. از جنبه تطبیقی، شباهت های زبانی و محتوایی در اشعار این دو شاعر بسیار قابل توجه است. نالی در بسیاری از موارد، با الهام از حافظ، مفاهیم مشابه را در قالب زبان کردی بازآفرینی کرده و همین امر سبب شده است برخی پژوهشگران، او را حافظ کرد بنامند. با این حال، نباید از تفاوت های بنیادین میان فضای اجتماعی زیست این دو شاعر غافل ماند: حافظ در دل بحران های سیاسی و فرهنگی قرن هشتم هجری می زیسته، در حالی که نالی در دوران نسبتا باثبات امارت بابان، حمایت پادشاهان را در اختیار داشته است. همین تفاوت ها در بافت اجتماعی، سبب پیدایش دو گفتمان با مختصات متفاوت شده است؛ یکی نقاد و چالش گر، و دیگری لطیف، شاعرانه و گاه در خدمت قدرت. در نهایت، این پژوهش نشان می دهد که گفتمان نه پدیده ای صرفا زبانی، بلکه عرصه ای اجتماعی-فرهنگی است که در آن، معنا از دل تعامل نویسنده، بافت و مخاطب تولید می شود. اشعار حافظ و نالی نمونه هایی از متن هایی هستند که در دل گفتمان های مسلط، صدایی متفاوت و گاه رهایی بخش را خلق کرده اند. این مقاله گامی در جهت فهم عمیق تر پیوند ادبیات و جامعه است، و نشان می دهد چگونه می توان از دریچه تحلیل گفتمان، به کشف لایه های پنهان معنا در شعر کلاسیک پرداخت.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
اوین خاطری
دبیر آموزش و پرورش سنندج