کاربرد مفهوم دراماتورژی در پیوند میان عشق عرفانی و نمایشنامه نویسی مدرن در اندیشه گابریل مارسل
فایل این مقاله در 15 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
تاریخ نمایه سازی: 7 اردیبهشت 1404
چکیده مقاله:
دراماتورژی به عنوان دانشی که به تحلیل و سازماندهی ساختار نمایشنامه می پردازد، می تواند بستری برای بازنمایی مفاهیم عرفانی فراهم آورد. از سوی دیگر، گابریل مارسل، فیلسوف و نمایشنامه نویسی مسیحی، در آثار خود بر مفاهیمی چون عشق، دیگری، امید و مشارکت تاکید دارد. در فلسفه او، عشق نه تنها یک احساس انسانی، بلکه رازی متعالی است که می تواند فرد را از خودمحوری فراتر برده و به دیگری پیوند دهد. این نگاه با سنت عرفان عملی، به ویژه عارفانی مانند احمد غزالی درباره عشق الهی، همراستا است. هدف این مقاله، بررسی چگونگی دراماتیزه کردن عشق عرفانی در بستر اندیشه مارسل است. روش تحقیق به صورت توصیفی-تحلیلی بوده و با بهره گیری از منابع فلسفی، عرفانی و نمایشی، ساختارهای ممکن برای بازنمایی عشق عرفانی در نمایشنامه بررسی می شود. در این راستا، نمایشنامه قلب دیگران، اثر مارسل مورد تحلیل قرار می گیرد تا نشان داده شود که چگونه اندیشه های فلسفی او در ساختار دراماتیک نمود پیدا می کند. نتایج پژوهش نشان می دهد که دراماتورژی می تواند به عنوان پلی میان عرفان و نمایش عمل کند. نمایشنامه های مارسل به واسطه تاکید بر ارتباطات بین ذهنی، رازگونگی عشق و اهمیت دیگری، قابلیت ارائه ساختاری برای نمایش عشق عرفانی را دارند. همچنین، مفهوم «من-تو» در اندیشه مارسل می تواند زمینه ای برای عبور از روابط شیءوار و رسیدن به عشق متعالی باشد. این پژوهش پیشنهاد می دهد که نمایشنامه نویسان معاصر می توانند با بهره گیری از الگوهای دراماتورژیک مارسل، به شیوه های نوین به بازنمایی مفاهیم عرفانی در تئاتر بپردازند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
دانشجوی دکتری فلسفه هنر، دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
دانشیار گروه فلسفه، دانشکده علوم انسانی، واحد تهران شمال، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
دانشیار گروه حکمت هنر، موسسه آموزش عالی هنر و اندیشه اسلامی، قم، ایران