بررسی مبانی حکمی رنگ و فرم در نمایش هندی با تاکید بر نمایش کاتاکالی

سال انتشار: 1403
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 144

فایل این مقاله در 10 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ICAHU01_1235

تاریخ نمایه سازی: 7 اردیبهشت 1404

چکیده مقاله:

هنر نمایش در هند پیشینه های کهن دارد. ادبیات نمایشی سنسکریت در بستر سنتی منظم شکل گرفته و تا سده های متمادی تداوم یافته است. اندیشه هندی، هنر نمایش را برخاسته از جهان خدایان می داند. خاستگاه های اصلی این هنر در شبه قاره هند عبارتند از سنت ودایی (متن و آیین ها)، حماسه ها و ادبیات مابعد ودا، مناسک ودایی و سنت حماسه خوانی، و با هنرهای مرتبطی چون رقص و موسیقی همراه بوده و گسترش یافته اند. این رقص ها نه تنها برای ایجاد هیجان و لذت آنی بلکه برای هدفی والاتر یعنی توضیح و تشریح حماسه های بزرگ هند یعنی ماهابهارتا و رامایانا اختراع و ایجاد شده اند و این رقص ها در هند نوعی از عبادت و ستایش طبیعت و کائنات می باشند. از مشهورترین رقص تئاترهای سنتی در هند و جهان، کاتاکالی می باشد که متعلق به ایالت کرالا در جنوب هند است. در کاتاکالی بازیگر غرق در سنت هاست. سنتی که باید به طور کامل به آن احترام گذاشت و با تمام جزئیات به ایفای نقش پرداخت چرا که کاتاکالی حاصل خلاقیت چند نفر نیست بلکه حاصل سنت پر رمز و راز هند است. با نگاه به خلاقیت موجود در طراحی لباس، فرم اجرا و رنگ های به کار رفته در چهره پردازی های سنگین می توان دریافت که مخاطب کاتاکالی نمی تواند روایت و نمایش را فارغ از سویه های نمادین و رمزآمیز آن درک کند. هر کدام از این نمادها دارای معانی و مفاهیم حکمی در هنر پر رمز و راز هند می باشند. لذا در این مقاله سعی داریم به این مهم بپردازیم که از زاویه حکمت هنر دینی، نمایش کاتاکالی دارای چه مبانی حکمی می باشد.

نویسندگان

لیلا دارائی تکانتپه

دانشجوی دکترای حکمت هنرهای دینی