بررسی نقض اصول گرایس( اصل کمیت، ارتباط، شیوه) در نمایشنامه درام «بانو و مرد مرده» چیستا یثربی
سال انتشار: 1403
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 199
فایل این مقاله در 21 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
AZTCONF04_070
تاریخ نمایه سازی: 5 اردیبهشت 1404
چکیده مقاله:
تحلیل داستان ها و نمایشنامه های ادبی بر اساس نظریه های علمی، رویکردی است که به ما امکان می دهد تا این آثار را از زوایای جدید و عمیق تری بررسی کنیم. به جای صرفا تمرکز بر جنبه های زیبایی شناختی و هنری، می توانیم با استفاده از نظریه های روان شناسی، جامعه شناسی، زبان شناسی و غیره، به لایه های پنهان و معانی عمیق تری در داستان ها دست یابیم. این رویکرد تحلیلی، نه تنها به ما کمک می کند تا داستان ها را بهتر بفهمیم، بلکه می تواند درک ما را از دنیای واقعی و مسائل انسانی نیز عمیق تر کند. با بررسی نحوه بازنمایی مسائل اجتماعی، روانی و فرهنگی در داستان ها، می توانیم به شناخت بهتری از این مسائل دست یابیم و راه حل های جدیدی برای آنها پیدا کنیم. براین اساس در نمایشنامه «بانو و مرد مرده» اثر چیستا یثربی، می توان نقض هایی از اصول گرایس (به ویژه اصل کمیت، ارتباط و شیوه) را مشاهده کرد. گرایس در نظریه خود، چهار اصل را مطرح می کند که افراد در گفت وگوها باید رعایت کنند تا ارتباطی موثر و منطقی داشته باشند. این اصول عبارتند از: اصل کمیت (ارائه اطلاعات کافی و نه بیشتر)، اصل کیفیت (بیان مطالب درست و مستند)، اصل ارتباط (مرتبط بودن مطالب با موضوع مورد بحث) و اصل شیوه (بیان مطالب به صورت واضح، مختصر و منظم). در این نمایشنامه، گاهی شخصیت ها اطلاعاتی بیش از حد لازم ارائه می دهند که از اصل کمیت تخطی می کند. و ممکن است توضیحات طولانی و غیرضروری درباره گذشته یا روابط شخصی داده شود که به پیشبرد داستان کمک چندانی نکند. همچنین، در برخی موارد، ارتباط بین گفت وگوها و موضوع اصلی داستان کمرنگ می شود که این امر نقض اصل ارتباط را نشان می دهد. دیالوگ ها ممکن است به سمت حاشیه ها رفته و از هدف اصلی دور شوند. علاوه بر این، اصل شیوه نیز در برخی از صحنه ها زیر سوال می رود. ابهام در گفتار، استفاده از زبان پیچیده و نامفهوم، و عدم شفافیت در بیان مقاصد می تواند باعث سردرگمی مخاطب شود. این موارد باعث می شوند که فهم پیام اصلی نمایشنامه دشوارتر شود. برای مثال، ممکن است شخصیت ها از استعاره ها و نمادهای پیچیده ای استفاده کنند که درک آنها نیازمند تفسیرهای عمیق باشد و به راحتی قابل فهم نباشد. این پژوهش به روش کتابخانه ای و با شیوه توصیفی-تحلیلی انجام شده است. یافته های آن در این است که؛ در نمایشنامه «بانو و مرد مرده» در برخی از قسمت ها با ارائه اطلاعات اضافی، دور شدن از موضوع اصلی و استفاده از زبان مبهم، اصول گرایس را نقض می کند. این نقض ها می توانند تاثیر بسزایی در نحوه درک و تفسیر مخاطب از داستان داشته باشند و برقراری ارتباط موثر با مخاطب را با مشکل مواجه کنند. با این حال، این موارد می توانند به عنوان ابزاری برای ایجاد عمق و پیچیدگی در شخصیت ها و داستان نیز مورد استفاده قرار گیرند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
مرجان اخضمی
فارغ التحصیل کارشناسی ارشد زبان شناسی همگانی، دانشگاه شهید باهنر کرمان