روانشناسی دینی و تاثیر ان در رشد شخصیت دانش اموزان
محل انتشار: اولین همایش بین المللی آموزش و پرورش با رویکرد مدارس هوشمند، معلمان خلاق و دانش آموزان متفکر در افق ۱۴۰۴
سال انتشار: 1403
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 138
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
MAECONEF01_2266
تاریخ نمایه سازی: 25 فروردین 1404
چکیده مقاله:
علم روان شناسی طی یک قرن گذشته نسبت به پدیده مذهب موضع گیری های بسیار متفاوتی داشته است. اگر چه ویلیام جیمز و استانلی هال به عنوان متقدمین روان شناسی در آمریکا نسبت به مطالعه دین توجه خاصی داشتند اما روند مطالعات روان شناسی در غرب و خصوصا آمریکا حاکی از عدم توسعه رغبت های متقدمین توسط متاخرین است. ویلیام جیمز (۱۹۰۲) در کتاب گونه های تجربه دینی خود که شامل بیست سخنرانی وی است به بررسی انواع تجربیات دینی پرداخته است. وی ضمن استناد به تجربیات شخصی افراد در حالات جذبه، خلسه و احساس حضور نزد پروردگار به مسئله وحدت وجود که از مباحث اساسی در فلسفه و عرفان است توجه می کند (ویلیام جیمز() ۱۳۵۶ صفحه ۱۰۹). دامنه مطالعات ویلیام جیمز در زمینه تجربیات دینی از کشور آمریکا فراتر رفته و فرهنگ شرق را نیز در بر می گیرد. این بررسی ها شامل سرگذشت غزالی و اشاره به اشعار شبستری در گلشن راز نیز می شود. حاصل این مطالعات منجر به ارائه یک فرضیه اساسی در زمینه روان شناسی دین می شود (ویلیام جیمز() ۱۳۵۶ صفحه ۱۱۰). طبق این فرضیه،محتوای ناهشیار صرفا شامل خاطرات ناقص، تداعی معانی عجیب و غریب و مانند آن نیست. بلکه قسمت ناهشیار شخصیت انسان می تواند منبع و سرچشمه بسیاری از شاهکارها و آثار نبوغ باشد. جیمز می گوید:«به هنگامی که مسئله تصوف، عرفان، دعا و نیایش را مورد مطالعه قرار داده بودیم ملاحظه کردیم که در زندگی مذهبی نقش عمده را فیض نهایی که از قسمت ناهشیار ما می رسد بازی می کنند. بنابراین من فرضیه خود را اینطور قرار می دهم: این حقیقت برتر که ما در تجربیات دینی با آن ارتباط پیدا می کنیم، بیرون از حدود وجود فردی ما هرچه می خواهد باشد، درون حدود وجود ما، دنباله ضمیر ناهشیار ما از اوست. وقتی که ما به این نحو پایه فرضیه خود را بر روی امری که مورد قبول دانشمندان روان شناس است قرار می دهیم، با علوم امروزی تماس خود را حفظ کرده ایم؛ حال آنکه علمای علم کلام چنین تماسی را ندارند» (ویلیام جیمز() ۱۳۵۶ صفحه ۱۹۷). مقاله حاضر از نوع توصیفی و از لحاظ گردآوری اطلاعات از نوع کتابخانه ای است که با توجه به نظرات اندیشمندان این عرصه به رشته تحریر در آمده است. هدف از نگارش این مقاله بررسی روانشناسی دینی وتاثیر ان در رشد شخصیت دانش اموزانمیباشد. بررسیهای مربوط به روانشناسی مذهب را که در رشته روانشناسی تجربی و روان تحلیل گری از قرن ۱۹ آغاز شده می توان به دو گروه تقسیم کرد بررسیهایی که به بررسی آثار مذهب بر شئون مختلف فردی و اجتماعی می پردازند و نیز بررسیهایی که به روش شناسی مذهب مربوط میشوند نوشتار حاضر به بررسیهای نوع اول پرداخته است. پژوهش های چندی، رابطه ای مثبت میان مذهب و سلامت جسمانی و روانی را نشان داده و در این زمینه دیدگاهها و الگوهای گوناگون ارائه شده است که در این مقاله به دو مورد آن یعنی نقش مذهب در مقابله با عوامل فشار را و مدل شناختی مذهب اشاره شده است. برخی از بررسیها به ارتباط میان مذهب و اختلالهای شخصیت پرداخته اند در این مورد ابعاد درونگرایی - برونگرایی، بعدهای روان نژندی بعد روان پریشی و نیز اختلال شخصیت وسواسی و منبع کنترل درونی و بیرونی در رابطه با مذهب مورد توجه بوده اند. اثر مذهب بر پدیدههای اجتماعی نیز در مشاوره و روان درمانی کاربردهای زیادی یافته است.
کلیدواژه ها:
مذهب بهداشت روانی فشارهای روانی ، اختلالهای شخصیت
نویسندگان
سید ابراهیم موسوی اقداش
لیسانس روانشناسی
معصومه ماذونی
لیسانس اموزش ابتدائی
رویا صادقی
دانشجوی کارشناسی ارشد مشاور خانواده