کاربست نظریه های یادگیری در طراحی الگوهای نوآورانه تدریس در آموزش ابتدایی
سال انتشار: 1403
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 103
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CSECONFE01_2309
تاریخ نمایه سازی: 25 فروردین 1404
چکیده مقاله:
طراحی و اجرای تجارب یادگیری موثر در دوره ابتدایی، مستلزم فراتر رفتن از روش های سنتی و حرکت به سوی الگوهای نوآورانه تدریس است. با این حال، نوآوری در تدریس نباید امری سلیقه ای یا صرفا مبتنی بر شهود باشد، بلکه باید ریشه در درک عمیقی از فرآیندهای یادگیری انسان داشته باشد. نظریه های یادگیری، به عنوان دستاوردهای علمی روانشناسی و علوم تربیتی، چارچوب های مفهومی ارزشمندی را برای فهم چگونگی یادگیری دانش آموزان و، به تبع آن، طراحی روش ها و الگوهای تدریس کارآمد فراهم می کنند. این مقاله مروری به بررسی نقش بنیادین نظریه های کلیدی یادگیری – از جمله رفتارگرایی، شناختی گرایی، سازنده گرایی و نظریه شناختی اجتماعی – در فرایند طراحی و توسعه الگوهای نوآورانه تدریس در آموزش ابتدایی می پردازد. ابتدا، اصول اساسی هر یک از این نظریه ها و دلالت های تربیتی آن ها برای کودکان دبستانی تشریح می شود. سپس، نشان داده می شود که چگونه الگوهای نوآورانه رایج مانند یادگیری مبتنی بر مسئله، یادگیری مبتنی بر پروژه، یادگیری مشارکتی، یادگیری اکتشافی و تدریس تفاوتی، هر یک به نحوی از این مبانی نظری الهام گرفته و بر اساس آن ها شکل یافته اند. بخش قابل توجهی از مقاله به تشریح فرایند عملی کاربست این نظریه ها در طراحی آموزشی اختصاص دارد؛ یعنی چگونه معلمان می توانند با تکیه بر درک نظری خود، فعالیت ها، محیط ها و راهبردهای ارزشیابی متناسب با نیازها و ویژگی های دانش آموزان ابتدایی را طراحی کنند. استدلال اصلی مقاله این است که پیوند آگاهانه میان نظریه های یادگیری و عمل طراحی آموزشی، منجر به ایجاد الگوهای تدریس منسجم تر، هدفمندتر و در نهایت موثرتر می شود و کیفیت یادگیری دانش آموزان را به طور قابل توجهی ارتقا می بخشد. این رویکرد همچنین به حرفه ای تر شدن معلمان و کاهش شکاف میان یافته های پژوهشی و
کلیدواژه ها:
نویسندگان
محمد سبحانی مهر
کارشناسی تفسیر قرآن مجید دانشکده علوم قرآنی قم