حقوق اساسی در پرتو هرمنوتیک حقوقی

سال انتشار: 1403
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 34

فایل این مقاله در 28 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_JRPL-1-2_011

تاریخ نمایه سازی: 2 فروردین 1404

چکیده مقاله:

هرمنوتیک فلسفی با تاثیر از فلسفه هایدگر و گادامر، انسان را هستنده­ای هرمنوتیکی می­داند و نظر به تفسیری بودن ماهیت انسان، بار تفسیر را بر دوش او می­گذارد. در این معنا، تفسیر امری عارضی در صورت وجود ابهام در متن و همچون امری کمکی در فرایند فهم نیست، بلکه شرط اجتناب ناپذیر فهم است. هر فهمی در این معنا تفسیر است. تفسیر در این منظور تفسیری پویا با عنایت به زمان­مندبودن و مکان مندبودن مفسر است. به عبارت دیگر تفسیر گذشته در پرتو حال صورت می­گیرد و فهم در کاربرد است که به فهم بدل می­شود. مفسر حقوق اساسی با چنین ماهیت تفسیری در تفسیر حقوق اساسی هم به سیاست و واقعیات روز جامعه توجه دارد و هم به اخلاق؛ بنابراین نه عمل­گرایی پوچ است و نه آرمان گرایی کور. در این مقاله با مدد از یافته های فلسفه هرمنوتیک و اعمال آن در حقوق با مددجستن از رویکرد تفسیری رونالد دورکین در فلسفه حقوق، تلاش خواهد شد بر ماهیت تفسیری حقوق اساسی پرداخته شود. چنین رویکردی، تفسیری متفاوت از حقوق اساسی خواهد داشت. تفسیری که در بخش دوم مقاله ماهیت تفسیری انسان را در نظر دارد، اصول، راهنمای تفسیر هستند. حق ها در چنین تفسیری نقض نمی شوند، انسان در مقام تفسیر موجودی مسئول است، تفسیر ناگزیر از توجه به واقعیات بیرونی است، چنین تفسیری ضرورتا پویاست، متکثر است و به حاکمیت قانون پایبند است. این چنین تفسیری به یکپارچگی نظام حقوق اساسی می­انجامد.

نویسندگان

مریم میرمحمدصادقی

استادیار گروه حقوق عمومی، دانشکده حقوق، دانشگاه آزاد اسلامی واحد دماوند، تهران، ایران