سیستم جدید آموزشی به عنوان ابزار اساسی برای آموزش عالی در راستای تحقق اهداف و آرمانهای آن مورد توجه قرار دارد و در به واسطه این امر، ارتقای فرهنگ برنامه ریزی درسی و بسترسازی مناسب در ارتباط با آن، از اهمیت والایی در نزد متولیان و دستاندرکاران آموزش عالی برخوردار است. پژوهش حاضر، با هدف تبیین عوامل پیش برنده و
بازدارنده بکارگیری نوع آوری های در راستای ارتقای فرهنگ برنامه ریزی درسی در دانشگاهها و موسسات آموزش عالی و مدارس انجام شد.
خلاقیت به طور عام یعنی توانایی ترکیب اندیشه ها به شیوه ای منحصر به فرد یا ایجاد ارتباطی غیر معمول بین اندیشه ها. یک سازمان که مشوق
نوآوری است ساز مانی است که دیدگاههای ناشناخته به مسایل یا راه حلهای منحصر برای حل مسایل را ارتقا می دهد.نو آوری فرایند کسب اندیشه ای خلاق و تبدیل آن به محصول و خدمت و یا یک روش عملیاتی مفید است.انعطاف پذیری ، قدرت انطباق و بارور کردن را که پذیرش نوآوریها را آسان تر می کند، بیشتر می کنند.دوم اینکه دسترسی آسان به منابع فراوان عامل کلیدی
نوآوری است.فراوانی منابع به مدیران این توانایی را می دهد که بتوانند برای نو آوری هزینه کنند و شکستها را بپذیرند.در نهایت ارتباط بین واحدها با تسریع در کنش متقابل خطوط سازمانی به شکستن سدهای احتمالی در برابر
نوآوری مدد می رساند.البته هیچ یک از این سه متغیر نمی تواند وجود داشته باشد مگر اینکه مدیران ارشد به این سه عامل متعهد باشند