نظریه خالفت از دیدگاه نومعتزلیان
محل انتشار: نوزدهمین فراخوان آثار حوزه علمیه خراسان
سال انتشار: 1403
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 170
فایل این مقاله در 16 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
SPNF19_209
تاریخ نمایه سازی: 13 اسفند 1403
چکیده مقاله:
در مساله خالفت پس از رحلت رسول گرامی اسلام(ص) دو دیدگاه متفاوت وجود دارد: یکی از آن اهل سنت و دیگری از آن شیعه است. هر دو گروه معتقدند که خلیفه پس از پیامبر، کسی است که زمام امور را باید به دست بگیرد و به تنظیم امور بپردازد، ولی در قلمرو کار او، کامال دو نظر مختلف وجود دارد. شاید در تمامی مذاهب غیرشیعه کالمی هیچ مکتبی مانند اعتزال جنبه های اشتراکی و کششی بیشتر به شیعیان و شخص امام علی (ع) نداشته اند. عمده دلیل این کشش محتوای عقالنی آموزه های موجود در تشیع است. در این مقاله اندیشه سیاسی معتزله در سه دوران حیاتی (متقدمان، متاخران و اعتزال نو) در مورد خالفت بررسی شده است و مورد ارزیابی قرار گرفته است. نتایج کلی نشانگر وجود مبنای مشترک بین متقدمان و متاخران این است که عقل معتزله متقدمان و متاخران به طور کامل از وحی منقطع نبود ولی در معتزله جدید بسیاری از آموزه های دینی و تاریخی تعلیق می شوند و بسیاری از آیات قرآن مختص زمان نزول دانسته می شود. در میان نومعتزله امروزی بحث خردگرایی به اوج خود رسیده و با بینه قرار دادن وضعیت مطلوب نسبت به وضعیت منقول (در دین) از شریعت گذر کرده و به نوعی به بی امامی و والیت ناپذیری نزدیک تر شده اند. والیت برای نومعتزله امروزی به تجربه دینی تقلیل یافته و امام صرفا یک بهانه معنوی برای سیر درونی معرفی می شود نه یک رهبر اجتماعی.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
محمدصادق سجادی گوگدره
طلبه حوزه علمیه خراسان