تجلی اصالت هایدگری در تحلیل بصری شعر «تنها صداست که می ماند» اثر فروغ فرخزاد
محل انتشار: مجله نقد و نظریه ادبی، دوره: 9، شماره: 2
سال انتشار: 1403
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 113
نسخه کامل این مقاله ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_NAQD-9-2_012
تاریخ نمایه سازی: 10 اسفند 1403
چکیده مقاله:
اشعار فروغ فرخزاد عمدتا از منظر زندگی نامه ای یا فمینیستی مورد بررسی قرار گرفته و اغلب محتوای زبانی یا معنایی آن ها تحلیل شده است. این مقاله با مطالعه عناصر بصری شعر برجسته فرخزاد، «تنها صداست که می ماند»، سعی دارد نشان دهد چگونه زیبایی شناسی شاعر با درهم شکستن مرز واقعیت و فراواقعیت، می تواند انسان را در پرتو وضعیت هستی گرایانه (اگزیستانسیال) خود آشکار سازد. در این راستا، پرسونای شعر به ارائه معادل تصویری برای مفاهیم هایدگری هم چون «ترس آگاهی اگزیستانسیال»، «فناپذیری»، «هستی -به- سوی- مرگ» (being-towards-death)، «ندای وجدان» و «شدن» می پردازد که نقشی کلیدی در دغدغه اصلی این مطالعه، یعنی اصالت (authenticity)، دارند. در واقع، فرخزاد با القای معانی چندگانه به تصاویر عینی شعر، آن ها را به سوی انتزاع سوق داده و دنیای شاعرانه را مملو از حس ترس آگاهی و اضطراب می نماید. این ناتوانی کلمات در برپایی معنا، پرسونای شعر فرخزاد را از هرگونه هویت ثابت محروم ساخته و او را به سوی بازتعریف «بودن» خود به عنوان «شدن» سوق می دهد. به علاوه، ظهور تصاویر انتزاعی نور و صدا این امر را برای پرسونا ممکن می سازد تا از دنیای غیر اصیل «همگنان» فراتر رفته و به حالت ناپایدار اصالت دست یابد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
حسین نظری
استادیار زبان و ادبیات انگلیسی، دانشکده ادبیات و زبان های خارجی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
میثم گنج خانی
کارشناس ارشد زبان و ادبیات انگلیسی، دانشکده ادبیات فارسی و زبان های خارجی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.