آبی: تحلیل پدیدارشناسانه فیلمنامه

سال انتشار: 1403
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 134

فایل این مقاله در 15 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ASRH02_004

تاریخ نمایه سازی: 8 اسفند 1403

چکیده مقاله:

پدیدارشناسی ریشه در اندیشه و گفتارهای فلسفه های چون دکارت، هگل و هوسرل دارد. مرلوپونتی با پیروی از نگرش هوسرل و هایدگر، توانست به نظامی پدیدارشناختی در حوزه ی هنر برسد که برای درک، سنجش و فهم آثار هنری بسیار سودمند است. نگرش مرلوپونتی را می توان به شکلی آشکار در جهان سینما پی گرفت و عناصر ساختاری یک فیلم همچون فیلمنامه و تدوین را مورد مطالعه قرار داد. در این نگره، اثر هنری همچون یک پدیدار برآمده از ادراک و احساسات خالقش و با توجه به تجربه ی زیسته و تنانگیاش مورد مطالعه و تفسیر قرار می گیرد. ماهیت ادراک حسی به گونه ای است که نه فقط خود سوژه، بلکه پیرامونش را نیز دربرمی گیرد و آن را همچون یک تن زیسته در کنش های پیرامونی اش مطالعه می کند. در این مقاله که به تحلیل پدیدارشناختی در حوزه ی سینما و فیلمنامه ی آبی کریستوف کیشلوفسکی می پردازد، ابتدا به خاستگاه های پدیدارشناسی مرلوپونتی به عنوان یک رویکرد فلسفی پرداخته ایم در ادامه نیز به شکلی مستقل و با روش تحقیقی پدیدارشناختی، فیلمنامه ی آبی: کیشلوفسکی را مطالعه کرده ایم و مولفه های ساختاری آن را مورد تجزیه و تحلیل قرار داده ایم و با تاکید بر نگاه فلسفی و سینماتیک مرلوپونتی، معیار و الگویی در راستای مطالعات پدیدارشناختی در سینما به دست آوردیم.

نویسندگان

امیرحسین محمدخانی

دانشجوی کارشناسی ارشد ادبیات نمایشی دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات تهران، ایران

احسان علیرضایی

دکترای فلسفه هنر، استادیار دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات تهران، ایران