کارکردهای نقض و تخطی از اصول همکاری گرایس در سوره مبارکه »یس «
سال انتشار: 1403
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 17
فایل این مقاله در 13 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
IERF02_101
تاریخ نمایه سازی: 8 اسفند 1403
چکیده مقاله:
کاربردشناسی از جمله دانش هایی است که با هدف رسیدن به معانی تلویحی یک متن به بررسی واژگان و ساختار و عناصر سازنده یک متن می پردازد. اصل همکاری از نظریاتاست ی که هربرت پل گرایس ، فیلسوف تحلیل زبان (۱۹۸۸-۱۹۱۳) در حوزه علم کاربردشناسی مطرح نموده است که شامل چهار قاعده کمیت ، کییفت ، ارتباط و شیوه بیان می باشد که طرفین مکالمه ملزم به رعایت این چهار قاعده می باشند؛اما در صورتی که گوینده به صورت عامدانه از یک یا چند اصل چشم پوشی کند، دچار نقض اصل همکاری گردیده است . نقض اصل همکاری به معنای اشتباه گوینده نیست ؛ بلکه بدین معناست که گوینده در صدد است تا مقصود را به انگیزههایی همچون فریب ، اقناع، اخفاء امر از غیر مخاطب به گونه ای ضمنی و تلویحی به مخاطب منتقل نماید. پژوهش حاضر به معانی تلویحی موجود در سوره یس و انگیزههایی که سبب ترجیح استعمال معنای تلویحی بر معنای ظاهری گشته است می پردازد، و با روش توصیفی - تحلیلی مشخص می -کند که تخطی از کدام یک از اصول در این سوره از دیگر اصول بیشتر می باشد. یافته ها حاکی از آن است که نباید در یک مکالمه به کنش های زبانی مستقیم بسنده کرد. نقض های اصول همکاری گرایس در سوره یس در بستر اصول بلاغی مختلفی همچون استعمال جمله استفهامیه به جای جمله ناهیه ، استعمال جمله استفهامیه به جای جمله امریه ، خروج استفهام از معنای اصلی و به کارگیری آن در معنای استهزاء، کنایه و اخفاء صورت پذیرفته است . از مهم ترین انگیزههایی که سبب نقض اصول همکاری در این سوره مبارکه گردیده است ، می توان به : »تهمت به فرستادگان«، »فریب دادن مومنان«، »انکار« و » مغلطه «، »اثربخشی به کلام«، »اثبات حقانیت خداوند« ، »اقناع مخاطب «، تحسر«»، »خاتمه دادن به بحث بی اهمیت « و »تهدید«، »ترس از به خطر افتادن جان« اشاره نمود.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
امید جهان بخت لیلی
دانشیار دانشگاه گیلان
فاطمه میرزاخواه رودسری
دانش آموخته کارشناسی ارشد دانشگاه گیلان