سیری در گردشگری دریایی؛ با تکیه بر فرهنگ و ادبیات عربی

سال انتشار: 1403
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 132

متن کامل این مقاله منتشر نشده است و فقط به صورت چکیده یا چکیده مبسوط در پایگاه موجود می باشد.
توضیح: معمولا کلیه مقالاتی که کمتر از ۵ صفحه باشند در پایگاه سیویلیکا اصل مقاله (فول تکست) محسوب نمی شوند و فقط کاربران عضو بدون کسر اعتبار می توانند فایل آنها را دریافت نمایند.

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CBME02_060

تاریخ نمایه سازی: 8 اسفند 1403

چکیده مقاله:

مقدمه: به طور کلی، ادبیات دریا در مطالعات ادبی به آن دسته از آثار و متون ادبی اطلاق می شود که شرایط سفر دریایی و احساسات مربوط به آن را توصیف می کند. شکی نیست که دریا برای شاعرانی که در کنار آن زندگی می کنند فراتر از یک پدیده طبیعی است. آنها با صدای آرام و آهنگین موجها موسیقی دلپذیری را فرا می گیرند که کم کم در میان کلماتشان ریشه می دواند و از تماشای آن برای سرودن الهام می گیرند (شهرجو، ۱۳۹۶: ۶۷). روش پژوهش: این پژوهش بر آن است تا با روش توصیفی – کتابخانه ای، به دریا و نقش آن در فرهنگ و ادبیات عربی بپردازد. سوالات پژوهش: این پژوهش در صدد پاسخگویی به این سوال است که گردشگری دریایی تا چه اندازه در فرهنگ و ادبیات عربی انعکاس داشته است.نتایج: رهاورد پایانی این مقاله بیانگر این است که ادبیات دریایی که جلوه گاه گردشگری دریایی است، در فرهنگ عربی انعکاس بارز و مشهودی داشته و لذا پربار و پرثمر است. بحث: گردشگری یکی از بخشهایی است که عامل ایجاد تغییرات اساسی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در شهرها بوده و امروزه به عنوان یک صنعت پویای اقتصادی از آن نام برده می شود (Breindhann and Wickens, ۷۱-۷۹ ). مفهوم "مسافرت دریایی"، به شکل خاصی از گردشگری اشاره دارد و به معنی جستجوی یک تماس مستقیم تر و دائمی تر گردشگر با اقیانوس است (امامقلی و صالحی، ۱۴۰۲: ۱۲). در اینکه دریا و گردشگردی در آن، چه انعکاسی در ادبیات عربی داشته بین اندیشمندان و تاریخ پژوهان جهان عرب اختلاف وجود دارد. پاره ای بر فقر ادبیات دریایی تاکید دارند و بر این باور هستند که در آثار باستانی واژگان زیادی در مورد دنیای دریا، کشتی، ماهی و امواج وجود ندارد و لذا انعکاس چندانی هم در ادبیات نداشته است. محمد عابد الجابری متفکر مراکشی از معروف ترین چهره های این طیف است؛ اما پاره ای دیگر این فرضیه را رد می کنند و بر غنای ادبیات دریایی در فرهنگ عربی تاکید دارند. جورج طرابیشی متفکر نامدار سوریه ای این جبهه را نمایندگی می کند. رهاورد پایانی این مقاله بر فرضیه گروه نخست مهر تایید می نهد و نشان می دهد که نه تنها در فرهنگ های لغت عربی واژه بحر و امور مرتبط با آن مانند کشتی ، قایق ، ماهی، امواج و طوفان به وفور یافت می شود؛ بلکه داستانهای بسیاری از گردشگری در ادبیات عربی مانند سفرنامه سلیمان تاجر و ستدباد در متون کهن وجود دارد که همگی دلالت بر ارزش دریا و اهمیت گردشگری در آن دارد. نویسندگان این سفرنامه ها خود را وقف بیان جزئیات شرایط دریا کرده اند و در مورد سختی ها، وحشت های سفر با کشتی از ساحلی به ساحل دیگر و انواع غذاهای دریایی و به هر آنچه که مرتبط با دریا است پرداخته اند. سفرنامه سلیمان تاجر که در نیمه دوم قرن سوم هجری تخمین زده می شود، یک سفر دریایی خطرناک در اقیانوس هند و کشورهای آسیایی اطراف آن بود که توسط ملوان بازرگان سلیمان انجام شده است. او در این سفر از جزایر واقع در شرق اقیانوس عبور کرده و به ساحل جنوب شرقی چین رسیده است. این سفرنامه یک نسخه خطی است که در موزه پاریس نگهداری می شود و توسط خاورشناس فرانسوی گابریل فران که بیشترین توجه خود را به تحقیق و بررسی دریانوردی اعراب در سراسر اقیانوس هند و دریای چین اختصاص داده بود، مورد مطالعه قرار گرفته است؛ اما در مورد سندباد و سفرهایش که تا به امروز در میان داستان های کتاب "هزار و یک شب" حفظ شده است، شرح جالبی از هفت سفر تخیلی سندباد است که در آبهای هند و چین در دوران طلایی تمدن اسلامی انجام شده است.

نویسندگان

عبداله حسینی

استادیار گروه آموزش زبان و ادبیات عرب، دانشگاه فرهنگیان، صندوق پستی ۸۸۹-۱۴۶۶۵ تهران، ایران-