اسطوره، هستی شناسی اجتماعی و مساله التفات
محل انتشار: فصلنامه اندیشه فلسفی، دوره: 4، شماره: 4
سال انتشار: 1403
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 148
فایل این مقاله در 18 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_JPHTH-4-4_004
تاریخ نمایه سازی: 5 اسفند 1403
چکیده مقاله:
اگر اسطوره را در رویکردهای متنوع اسطوره شناسی مد نظر قرار دهیم، خواهیم دید که اسطوره اولا واجد کارکردی در فرهنگ، جامعه، ذهن یا روان انسان یا انسان ها است؛ ثانیا واجد جنبه ای جمعی است؛ ثالثا با وضعیت ناخودآگاه یا پیشاآگاهی مرتبط است و رابعا جنبه ای تجویزی دارد. این مشخصات موجب می گردد که هستی شناسی اجتماعی بستر مناسبی برای تحلیل اسطوره باشد. با تکیه بر آرای امثال سرل و تائوملا، اسطوره با این توصیف می تواند حقیقتی نهادی لحاظ شود. با این همه، رویکرد غالب در هستی شناسی اجتماعی در فلسفه تحلیلی متاخر همه حقایق نهادی را محصول حیث التفاتی فردی یا جمعی می داند. استدلال خواهم کرد که ویژگی ارتباط اسطوره با ناخودآگاه، همه شاخه های رویکرد غالب هستی شناسی اجتماعی را به چالش می کشد و ناکامی آنها را در تحلیل اسطوره به مثابه حقیقتی نهادی نشان می دهد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
محمد هادی سلیمانی
Department of Philosophy and Logic, Faculty of Humanities, Tarbiat Modares University, Tehran, Iran
داود حسینی
Department of Philosophy and Logic, Faculty of Humanities, Tarbiat Modares University, Tehran, Iran