ساختارشناسی ابعاد فلسفی سوررئالیسم ایرانی در گستره ی تفکرات فلسفی نیچه (مطالعه ی موردی بوف کور صادق هدایت)
فایل این مقاله در 16 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
تاریخ نمایه سازی: 17 بهمن 1403
چکیده مقاله:
«سوررئالیسم» یکی از عرصه های مهم جنبش در حیطه ی هنر و در محدوده ی قرن بیستم است که جنبه ی فراواقع گرایی را به ذهن متبادر می سازد؛ به گونه ای که طریقت لازم برای ادراک حقیقت در جهان هستی را از طریق ضمیر ناخودآگاه و رویا و فارغ از طریق تفکرات منطقی و فلسفی تقویت می نماید. مقاله حاضر با شیوه ی تحلیلی و توصیفی و با مراجعه به اسناد و مدارک مربوطه، با هدف بررسی نسبت اندیشه های فلسفی نیچه با ساختارهای فلسفی منطقی و هنری جنبش سوررئالیسم با مطالعه ی موردی از منظومه ی فکری صادق هدایت در بوف کور و تاثیرپذیری او از این جنبش هنری تدوین شده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که اندیشه های نیچه، بر تفکرات و برداشت های هنرمندان سورئالیستی، از جمله سالوادور دالی و صادق هدایت تاثیرگذار بوده است. مهم ترین اندیشه ی فلسفی نیچه، انگاره ی دوتایی آپولونی دیونوسی است که در قالب دوگانه ی نظم آشفتگی در آثار سوررئالیست ها انعکاس یافته و به بهترین وجهی در آثار سالوادور دالی نمود پیدا کرده است؛ داستان بوف کور، زنده به گور، داش آکل، سه قطره خون و فردا، جزو داستان های سوررئالیستی صادق هدایت محسوب می شوند که از اندیشه های نیچه تاثیر پذیرفته است. مهمترین انعکاس تاثیرات اندیشه فلسفی نیچه در نگاشته های او بر پیکره ی جنبش سوررئالیسم سامان یافته است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
استادیار گروه معارف اسلامی، واحد اصفهان (خوراسگان)، دانشگاه آزاد اسلامی، اصفهان، ایران./ مرکز تحقیقات گردشگری، معماری و شهرسازی، واحد اصفهان (خوراسگان)، دانشگاه آزاد اسلامی، اصفهان، ایران
استادیار، پژوهشگر فرادکتری گروه معماری، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران / گروه معماری، واحد اصفهان (خوراسگان)، دانشگاه آزاد اسلامی، اصفهان، ایران/ مرکز تحقیقات گردشگری، معماری و شهرسازی، واحد اصفهان (خوراسگان)، دانشگاه آزاد اسلامی، اصفهان، ایران