پسامدرن و هستی شناسی «کیلگور تراوت» در رمان های «کورت ونه گوت»
محل انتشار: پژوهش نامه ی مکتب های ادبی، دوره: 8، شماره: 28
سال انتشار: 1403
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 245
فایل این مقاله در 22 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_RJLS-8-28_002
تاریخ نمایه سازی: 11 بهمن 1403
چکیده مقاله:
یکی از شگردهای پرکاربرد در ادبیات داستانی پسامدرن استفاده از شخصیت های میان متنی است. در این شگرد، یا نویسنده شخصیتی را از آثار دیگر نویسندگان وام می گیرد و وارد داستان خود می کند یا شخصیت مخلوق خود را در اکثر آثارش تکرار می کند. یکی از این شخصیت ها، شخصیت مخلوق کورت ونه گوت، «کیلگور تراوت» است که در اکثر داستان های او حضور دارد و نویسنده در هر داستان زندگی و سرنوشتی متفاوت برای او رقم می زند. این مقاله بر آن است تا کارکرد هستی شناسی این شخصیت میان متنی را بر اساس نظریه ی «عنصر غالب» برایان مک هیل در رمان های ونه گوت بررسی نماید. بررسی ها نشان می دهد تراوت همزمان در چندین عالم عرض اندام می کند. از یک سو حضور یک شخصیت واقعی - خود ونه گوت- را به مخاطب القا می کند و از داستان به واقعیت و بالعکس در رفت وآمد است. از سوی دیگر، از یک دنیای داستانی به دنیای داستانی دیگری وارد می شود، و حتی مرزهای هستی شناسی میان دنیای زندگان و مردگان را درمی نوردد؛ بنابراین، شخصیت تراوت با نقض همزمان چندین مرز هستی شناسی، کارکرد هستی شناختی چند سویه ای دارد و از طریق تردیدآمیز جلوه دادن جایگاه هستی شناختی اش در ذهن مخاطب، به طیف وسیعی از پرسش های هستی شناسی دامن می زند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
Sarvenaz Malek
دانشگاه مازندران
maryam faghihabdollahi
دانشگاه مازندران
مراجع و منابع این مقاله:
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :