بررسی استناد به آزمایش های پزشکی در فقه
سال انتشار: 782
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: انگلیسی
مشاهده: 48
فایل این مقاله در 23 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_CSJLP-6-5_007
تاریخ نمایه سازی: 1 بهمن 1403
چکیده مقاله:
هدف از انجام پژوهش کنونی بررسی چگونگی استناد به ادله علمی و نظرات متخصصین و اهل خبره و نیز آزمایشات پزشکی به تبیین جایگاه و مبانی فقهی استفاده از آن ها می باشد. ادله اثبات دعوا در کشف حقیقت از اهمیت بسزایی برخوردار است و مهمترین معیار دادرسی عادلانه به شمار می رود. ادله فقهی اثبات دعوا عبارتند از شهادت، قسم، علم قاضی، اقرار، سند، سوگند و امارات قضایی. آزمایش های پزشکی را می توان طیف وسیعی از مهارتها و فنون دانست که با بهره گیری از ابزارهای پیشرفته و آزمایش های علمی و فنی به طور متنوع و در کشف و اثبات مسائل حقوقی می تواند فرایند دادرسی را تسهیل و سبب کشف واقعیت ها شود. چالش اصلی این است که آزمایشات پزشکی به عنوان ادله اثبات دعوی از نظر مبانی فقهی چگونه می تواند قابل استناد باشد. همچنین اختلافات زیادی بین فقها در این زمینه موجود است. بنابراین پاسخ به این چالش از اهمیت و ضرورت خاصی برخوردار است. یافته های پژوهش نشان می دهد که موارد استعلام از کارشناس پزشکی و استفاده از آزمایش های پزشکی در جایی است که یک مساله تخصصی مطرح است و قاضی از پاسخ دادن به آن عاجز می باشد و اگر این نظر برای قاضی ایجاد علم کند حتما باید به عنوان یکی از قرائن علم آور در رای ذکر شود. بنابراین آزمایشات پزشکی در شمار ادله اثبات نمی باشد و در نهایت از دلایل اثبات جرم خارج است و مستقیما نمی تواند مستند حکم دادگاه قرار گیرد و در آخر تصمیم گیرنده و بررسی کننده حجیت این نظرات شخص قاضی است. به نظر می رسید آزمایشات پزشکی هرچند نوعی اماره قضایی محسوب می شود و قاضی نیز ملزم نیست از اماره تبعیت کند ولی در مواردی که آزمایشات پزشکی علم قطعی و یقین هر قاضی باشد مثل آزمایش DNA برای تشخیص نسب، در این حال قاضی مجبور است به آن استناد کند چرا که از لحاظ عرفی، عقلی این نتایج قطعی علم یقین هر قاضی محسوب می گردد. هدف از انجام پژوهش کنونی بررسی چگونگی استناد به ادله علمی و نظرات متخصصین و اهل خبره و نیز آزمایشات پزشکی به تبیین جایگاه و مبانی فقهی استفاده از آن ها می باشد. ادله اثبات دعوا در کشف حقیقت از اهمیت بسزایی برخوردار است و مهمترین معیار دادرسی عادلانه به شمار می رود. ادله فقهی اثبات دعوا عبارتند از شهادت، قسم، علم قاضی، اقرار، سند، سوگند و امارات قضایی. آزمایش های پزشکی را می توان طیف وسیعی از مهارتها و فنون دانست که با بهره گیری از ابزارهای پیشرفته و آزمایش های علمی و فنی به طور متنوع و در کشف و اثبات مسائل حقوقی می تواند فرایند دادرسی را تسهیل و سبب کشف واقعیت ها شود. چالش اصلی این است که آزمایشات پزشکی به عنوان ادله اثبات دعوی از نظر مبانی فقهی چگونه می تواند قابل استناد باشد. همچنین اختلافات زیادی بین فقها در این زمینه موجود است. بنابراین پاسخ به این چالش از اهمیت و ضرورت خاصی برخوردار است. یافته های پژوهش نشان می دهد که موارد استعلام از کارشناس پزشکی و استفاده از آزمایش های پزشکی در جایی است که یک مساله تخصصی مطرح است و قاضی از پاسخ دادن به آن عاجز می باشد و اگر این نظر برای قاضی ایجاد علم کند حتما باید به عنوان یکی از قرائن علم آور در رای ذکر شود. بنابراین آزمایشات پزشکی در شمار ادله اثبات نمی باشد و در نهایت از دلایل اثبات جرم خارج است و مستقیما نمی تواند مستند حکم دادگاه قرار گیرد و در آخر تصمیم گیرنده و بررسی کننده حجیت این نظرات شخص قاضی است. به نظر می رسید آزمایشات پزشکی هرچند نوعی اماره قضایی محسوب می شود و قاضی نیز ملزم نیست از اماره تبعیت کند ولی در مواردی که آزمایشات پزشکی علم قطعی و یقین هر قاضی باشد مثل آزمایش DNA برای تشخیص نسب، در این حال قاضی مجبور است به آن استناد کند چرا که از لحاظ عرفی، عقلی این نتایج قطعی علم یقین هر قاضی محسوب می گردد.
کلیدواژه ها: