مفهوم فطرت در اندیشه علامه طباطبایی و تاثیر آن بر نظریه حکومت اسلامی
سال انتشار: 1403
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 417
فایل این مقاله در 9 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
RTTCH03_1609
تاریخ نمایه سازی: 27 دی 1403
چکیده مقاله:
در اندیشه علامه طباطبایی، فطرت به عنوان بنیاد وجودی انسان، سرشتی الهی و فطری است که شامل ابعاد معرفتی، اخلاقی و گرایشی می شود. علامه طباطبایی (۱۹۷۱) در تفسیر المیزان، فطرت را به عنوان گنجینه ای از دانایی نسبت به خدا و حقایق دینی بیان می کند که در نهاد هر انسانی وجود دارد و به طور طبیعی او را به سوی شناخت حقیقت سوق می دهد. بعد اخلاقی فطرت نشان دهنده میل انسان به سمت نیکی و دوری از زشتی است که بر اساس روایات اسلامی و سنت های اخلاقی از آن بحث شده است (طباطبایی، ۱۹۷۱). همچنین، بعد گرایشی این فطرت خواستار کمال و سعادت است و می تواند انسان را در مسیر تعالی و رشد طبیعی اش هدایت کند (طباطبایی، ۱۹۹۰).علامه طباطبایی معتقد است که بر اساس فطرت، حکومت اسلامی باید بر اساس عدالت، اخلاق و کرامت انسانی بنا شود. ایشان بر این باورند که مهم ترین وظیفه حکومت اسلامی تامین امنیت و رفاه مادی و معنوی مردم است (طباطبایی، ۱۹۸۵). برای آنکه این حکومت موثر باشد، لازم است به نیازهای فطری انسان پاسخ داده و به اصول و ارزش های اخلاقی و دینی احترام بگذارد.به طور خلاصه، در اندیشه علامه طباطبایی، فطرت انسان جایگاه محوری در تبیین ماهیت و اهداف حکومت اسلامی دارد. حکومتی که بر پایه فطرت بنا شده، نه تنها به تامین مادیات انسان می پردازد، بلکه مسئولیت هدایت او به سوی سعادت اخروی و معنوی را نیز بر عهده دارد. از این رو، نیازمند به طراحی و اجرای قوانینی است که متناسب با فطرت و نیازهای انسانی باشد (طباطبایی، ۲۰۰۵).
کلیدواژه ها:
نویسندگان
محسن عبداللهی
حوزه : حوزه امام محمد باقر( ع ) کدمرکز خدمات : ۳۹۷۹۲۷ استان خراسان جنوبی شهرستان قاین شهر خضری دشت بیاض