بازتاب سیاست در نظریه ی رئالیسم انتقادی گئورگ لوکاچ
محل انتشار: پژوهش نامه ی مکتب های ادبی، دوره: 4، شماره: 9
سال انتشار: 1399
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 186
فایل این مقاله در 22 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_RJLS-4-9_004
تاریخ نمایه سازی: 19 آذر 1403
چکیده مقاله:
چکیدهگئورگ لوکاچ یکی از برجسته ترین چهره های حیات روشنفکری و ادبیات قرن بیستم است. گستردگی اندیشه ها و آثار، هم چنین تنوع مواضع فکری او که عموما متاثر از فضای دشوار سیاسی آن سالهاست، ارزیابی و بررسی افکارش را سخت کرده است. نقد ادبی لوکاچ به شدت متاثر از رویکرد مارکسیستی اوست. او از نامبردارترین و تاثیرگذارترین متفکرانی است که در بحث از مکتب رئالیسم سوسیالیستی و انتقادی می توان به دیدگاه های آنان ارجاع داد. بر این اساس، نوشتار حاضر در پی پاسخ به این پرسش است که امر سیاسی چه جایگاهی در نظریه ی هنر و نقد ادبی داشته است؟ لوکاچ با تمهید و دفاع از رئالیسم انتقادی، مکتب ادبی را به عرصه ی نقد سیاسی جامعه ی مدرن و آثار ادبی تبدیل می کند. پژوهش حاضر ضمن بررسی دوره ی حیات فکری پر فراز و فرود و تمایز دوره ی «لوکاچ جوان» و «لوکاچ متاخر»، با بهره گیری از نقد سیاسی نشان می دهد چگونه شرایط اجتماعی و سیاسی سبب شده پرولتاریا جای رمان نویس و پس از آن ضرورت انقلاب جای اثر ادبی را بگیرد. این مقاله به روش توصیفی تحلیلی با استناد به آثار لوکاچ به نگارش درآمده است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
Mohammad Taghi Ghezelsofla
گروه علوم سیاسی دانشکده حقوق و علوم سیاسی
Reaz Satari
گروه زبان وادبیات فارسی
مراجع و منابع این مقاله:
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :